گنجور

حاشیه‌ها

ali solgi در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸۸:

عشق ودرمسیرعشق حرکت کردن خوب است ولی حداقل ازاول بایت به عشق اعتقادداشته باشی واز تجربه عشق وقلب شکستگی نترسی و بعضی وقتها عشق خاکسترت میکند ولی همیشه اون لذت وشیرینی وطعمش فراموش شدنی است  همین که باعاشقی قید همه چیرومیزنی ومعشوق میشه هدف تو این قدم اول یادگیری عشق است بعد که مستی وخماری عشق تجربه میکنی دیگه یادمیگیری اگه خواستی معشوق الهی را دوست بداری دیگه باید مثل این عشق زمینی اونم دوست بداری یا توی عشق زمینی اگه معشوق نیمه گمشده خودت باشه باید عشق الهی تجربه کنی تابهت عشق زمینی بدهد البته برای همه یکسان نیست وفرق داره به امیدتجربه 

داریوش در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۵ - پیمان بستن سپاه ایران:

لطفا مفهوم بیت  چو پیدا شود پاک روز سپید 

دو بهره بپیماید از چرخ شید 

را میفرمایید ؟

ali solgi در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۴:

خاموش باش فتنه درافکنده ای به شهر.      خاموشیش مجو منظور فتنه ای که درشهر افتاده است رامیگوید  

ماهان فرمانی در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

بنظرم تلفط صحیح رُباب میباشد بر اساس آنکه رُبابه اسم زنانه و رُباب الت موسیقی ایرانی است و رَباب اسمی عربی ابر سفید میباشد پس لطفن رُباب بخوانیم

عبدالرضا فارسی در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۸۰ - مجموعه توقیع‌ها و پاسخ‌های دادگرانه کسری:

پی کاخ آباد را بر کنید به گل بام او را توانگر کنید

مانند این است که پی ها و ستونهای کاخ را ویران کنید و بخواهید سقف ها را محکم کنید 

 

نیکنام شاهین در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷:

سلام. آیا ‍‍«ضیای نیر» کیست که  نامش در بیت آخر آمده است؟

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶                         

عشق آمد و آتشی به دل در زد
تا دل به گزاف ، لافِ دلبر زد

آسوده بُدم ، نشسته در کنجی
کآمد غمِ عشق و حلقه بر در زد

شاخِ طربَم ، ز بیخ و بن برکند
هر چیز که داشتم ، به هم بر زد

گفتند :  که سیم‌بَر نگار است او
تا رویَم ، از آرزویِ او زَر زد

طاووسِ رُخَش ، چو کرد یک جلوه
عقلم چو مگس ، دو دست بر سر زد

از چهرهٔ او ، دلم چو دریا شد
دریا دیدی ، که موجِ گوهر زد

عطّار ، چو آتشین دل آمد زو
هر دم که زد ، از میانِ اخگر زد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

محمدعلی وثوقیان

دم بند. [دَ بَ] (اِ مرکب) // (نف مرکب) که دم بندد. که راه نفس گیرد. که از دم زدن بازدارد. 

ـ امثال: از گرگ شبانی نیاید.

به نظر « دم وی را خواهم زد » یعنی نفسِ او را قطع میکُنم . 

گرگ شبان با سکون گ تشبیه گُرگ به شبان . 

معنی : من گُرگی را که لباسِ شبانی پوشیده نابود میکُنم .

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۱ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

خیلی ممنونم

درست می فرمایید 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

هر شبان موسی عمران نبود

من دمِ گرگِ شبان خواهم زد

اگر بنده درست خوانده ام معنای مصراع دوم چه تواند بود؟

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » منظومه‌ها » در تقریظ شاهنامه و مثنویات و قطعات دیگر » شمارهٔ ۲۴:

درود بر شما 

تعبیر هوش مصنوعی از این  شعر مضحک وبی معناست 

معروف کرخی از مشایخ وصوفیان  قرون اول اسلام است که در مورد کسب خرقه ایشان روایات متعددی وجود دارد در هر حال  سلسله کرخی یا سلسله  السلاسل  آغازگر  تصوف در بغداد بوده  و ایشان در گذشته و مدفون در بغداد میباشد 

معنی شعر 

در انتقاد از دراویش وصوفیان دروغین میگوید  اگر پشمینه پوشی نشان درویشی است پس میش با آن همه پشم باید قطب درویشان باشد واگر چرخیدن وسماع  نشانه ای از اولیا الله شدن ومرد خدا شدن است پس آسیا که دایم در حال چرخش است باید معروف کرخی گردد .

 

 

دوستان عزیز اگر راهنمایی بفرمایند   قالب  این شعر چیست بر بنده منت گذاشته اند ممنونم .

 

 شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۱۴ در پاسخ به سیدمحمد جهانشاهی دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

درود بر شما 

- از سر پا روان شدن ؛ کنایه از زود و بشتاب روان شدن . (از آنندراج ) :
ندارم حالیا زین بیش پروای
وداعی کن روان شو از سر پای .

نزاری قهستانی (از آنندراج ).

بنظر من این میشه  من شایدنتونم به شتاب وتعجیل به مقصد برسم ولی در هر حال در مسیر در حال حرکتم ونهایتا لنگان لنگان  با مقاومت وپایمردی خود را به مقصد خواهم رساند . پای روان  کنایه از پایمردی  ،ایستادگی  و پایداری  است .

 

 

 شاد باشی عزیز 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

چون سر و پای ، روان نیست مرا
قدم ، از پایِ روان خواهم زد

سلام و احترام

این بیت را ، بنده درست خوانده ام؟
اگر درست خوانده ام معنایش چه تواند بود ؟

رضا پیروزی در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:

گردون. فردوس  دوزخ   جیحون  تنها لحظه ای  از وجود  یا نیاز بشر است  انسان پرتو ذات الهیست واگاهی، بی زمان، لامکان و بی انتهاست  فردوس شاید اولین پله صعود به سوی پروردگار متعال است

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:

درود 

یعنی آن خدایی که افریننده مکر در دل توست خود نیز قادر است  که بر بساط این مکر وفریب آتش زند وآن را بر چیند .

 شاد باشی 

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۳ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:

درود 

 در بیت قبل میگه این مکر وفریب را که عماد الملک بکار برد واین تدبیر وفکر از جانب خداوند بود  و او سرچشمه همه مکر هاست خیر الماکرین است  وقلب آدمی منظور فکر کنم تقلب ومکر آدمیان در میان دو انگشت خدایی است شاید هم قلب کنایه از اراده وتدبیر آدمی باشد .

شاد باشی 

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۵۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:

درود 

معمار خلقت همه چیز را در کمال دقت وبقول امروزی مهندسی ساخته وهر چیز در جای خود قرار داره  ودر میان قصرها  شاه نشین وتراس ساخته وجوی های آب در میان آن جاری کرده .

 

شاد باشی 

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۵۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:

درود 

بعد از اینکه اسب را از حضور شاه بردند  داره میگه که اون شاه یک لحضه به این فکر نکرد که عماد الملک با حیله ونیرنگ ( داو) پای گاو را در میان کشید وسر اسب را به گاو تشبیه کرد در صورتیکه خداوند خالق که خلقت او تابع نظم وهماهنگی است  هیچوقت شاخ گاو را به اسب نمیده .  لطفا بیت بعدی را بخوان 

 

 شاد باشی 

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:

درود

ذم یعنی عیب وحسب یعنی کفایت کردن 

همین یک عیب از اسب کافی بود که مهر آن را از دل شاه ببرد 

 

شاد باشی 

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:

درود 

 در ابیات قبلی توجه کن میگه تو در این زمان که صحیح وفربهی یعنی در دنیا در سلامت وخوشی هستی صدق یعنی صفای درونت یا همان روح خداییت را با خیالات وتمایلات دنیا معامله میکنی  و چون کودکان در وگوهر میدهی وبجاش گردو میگیری  حالا چه گردویی وقتی میشکنی دق یعنی کوفتن  در اینجا شکستن  میبینی  گردو هم مغز نداره وپوچه  چند بیت بعد داره میگه دنیا چون گردویی پوسیده است  واینقدر امتحانش نکن وفقط از دور نظاره گر آن باش .

در کل خیالات وتصورات دنیا جز وهم نیست وتو در معامله  با دنیا مغبون میشوی  ایه 14 سوره ال عمران وتفسیری که مولانا در فیه مافیه  از اون داشته  را اگر بخونی موضوع برات قابل فهمتر خواهد شد انشاالله 

 

شاد باشی عزیز 

۱
…
۲۳۷
۲۳۸
۲۳۹
۲۴۰
۲۴۱
…
۵۸۱۹