گنجور

حاشیه‌ها

Mehrzad Kiany در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۹:

من الان ترکیه هستم و درمونده بودم برای یک جواب که این مصرع از واتساپ اومد ، 

آن را که شفا دانی درد تو از آن باشد

وان را که وفا خوانی آن مکر و فسون

 

و مونده بودم که اعتماد کنم یا پای قول نداده ولی اخلاقیم بمونم

همیرضا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۷ در پاسخ به نصرت الله دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۹:

با سپاس، بیت جاافتاده طبق فرمودهٔ جنابعالی افزوده شد.

علی تجدد علی زاده در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

سلام،

به گمانم حافظ مصرع اول رو جور دیگه ای گفته و مرور زمان تحریفش کرده...

روی تو کس ندید و -هزارم- رقیب هست

 

نصرت الله در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۹:

در این غزل یک بیت جا افتاده است. درواقع طبق تصحیح جواهری و جدی، بیت پنجم که عبارت است از «حاصل کشت مرادم در جهان پژمرده ماند / شاید ابر دیده گریان به فریادم رسید» جا افتاده است.
متأسفانه در ویراشگر امکانی وجود نداشت که بشود بیت جاافتاده را پیشنهاد داد.

محمد saadati.m.b@gmail.com در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم
رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
کیست آن گوش که او می شنود آوازم
یا کدام است سخن می کند اندر دهنم
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان تا در زندان ابد
به یکی عربده مستانه به هم درشکنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم

نصرت الله در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۷:

مصرع نخست بیت پنجم اگرچه با متن مکتوب عیناً تطابق دارد، اما به نظر می‌رسد دچار اشکال وزنی است. شاید در نسخه‌های دیگر این اشکال برطرف شده باشد. 

محسن جهان در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲ - در توحید باری:

تفسیر ابیات ۲۵ الی ۲۷:

حکیم نظامی در "خمسه" خود بیان می‌کند:

چنانچه به معبودی الهی پی بردی و ایمان آوردی، دیگر در چند و چون وجود لایزال او تحری و جستجو مکن.

درست مانند روشنایی هر شمع و درخشش آن که گواهی بر وحدانیت نور بی بدیل خالق دارد.

گاهی از خاک پست گلستان رنگارنگ وجود آورده و زمانی از قطره آب ناچیز نقشی بزیبایی ما انسانها ایجاد می‌کند.

امین در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

چقدر این شعر زیباست

درود بر خاقانی بزرگ

اگر با سلیقه شخصی‌ام بخواهم دو بیت از این شعر را انتخاب کنم این دو را برمی‌گزینم :

یوسف دیدی که ز اخوه چه دید

پشت بر اخوه کن و اخوان طلب

روی به دریا نه و چون بگذری 

در طبرستان طربستان طلب
در پناه حق

محمد رضایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:

خدیا شکرت که سعدی هموطن ما هست 

k۱ mk_۱۹۷۸@yahoo.com در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۱۶:

من فکر میکنم در مصراع اول بیت دوم،" غمانش" نیست و به اشتباه نوشته شده چون معنی مصرع نامفهوم و گنگ شده از طرفی وزن رو نمیتونه ادا کنه، به عقیده من "غمازش" درست باشه، چون معنی و وزن رو به درستی میده.

چشمم زغمازش زرگری آغازد

Kurdboy در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۵۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:

بنده خدا خیام خودش هم هفت هزارساله شده. 

سام در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

کسی اطلاع دارد که فخرالدین عراقی  این غزل را قبل از غزل مشهور " ز دو دیده خونفشانم زغمت شب جدایی.... " سروده  یا بعد از آن ؟

نردشیر در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۱۱ - نامه نوشتن کوش به سوی مانوش:

انگشتری زدن = مهر و امضا زدن

احسان چراغی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

به روی خوبان گفتی نظر خطا باشد

دیگر مگو، که چنین نظر خطاست

 

سعدی در غزل دیگری هم می‌گوید:

ای خردمند که گفتی نکنم چشم به خوبان

به چه کار آیدت آن دل که به جانان نسپاری

 

و در جای دیگری در همین راستا می‌فرماید:

آن که می‌گوید نظر در صورت خوبان خطاست

او همین صورت همی‌بیند ز معنی غافلست

Mahmood Shams در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را:

با سلام و درود دوستان گرامی در بیت تا نبینی نور دین آمن مباش درسته !؟ یا ایمن مباش درسته و آمن اشتباه املایی !؟؟

رضا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۴:

غزل درباره مدیتیشن و نتایج و اهداف آن است

حسین hsynnjfqlybygy@gmail.com در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۱ در پاسخ به مهدی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:

البته در اصل استاد مولانا فرمودن و ایشون هم از همین مفهوم استاد رو برداشتن😂

رضا س در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰:

بیت سوم رو حداقل دو جور میشه معنی کرد:

هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست/ 

بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم

معنی اول (اگر باز را به معنی دوباره بگیریم):

هر فکر که در ذهنم قابل مهار نبود(به اصطلاح عامیانه از ذهنم می‌پرید) با کمک زلف تو دوباره به دام من می‌افتاد و در ذهنم می‌نشست.

معنی دوم (اگر باز را به معنی پرنده‌ی شکاری بگیریم و در مقابل مرغ قرار دهیم که با توجه به کلمات مرغ، سرشاخ، بجست، و مضراب که نوعی تله‌ست درست‌تر هم به نظر می‌رسد):

هر فکر معمولی و ساده(در اینجا تشبیه به مرغ یا کبوتر) که در ذهنم نقش می‌بست و به طور خام بر زبانم می‌آمد با یادآوری زلف تو به فکری بلند(در اینجا بازِ شکاری) تبدیل می‌شد و بعد رام و تابع من می‌شد و آن را در قالب شعر می‌سرودم.

در ضمن، مضراب ابزار شکار کبوتر و پرندگان کوچکتر بوده که در اینجا خرق عادت شده و بازِ شکاری با مضراب زلف یار شکار شده است.

یک معنای دیگر هم برای من قابل برداشت هست که شاید کمی دور از ذهن باشه و حافظ هم چنین معنایی را در نظر نداشته. اگر مضراب را به معنی وسیله‌ی نواختن موسیقی و سازهایی مثل بربط و قانون در نظر بگیریم اینطور معنی میشه که هر فکری را که در قالب شعر می‌سرودم و می‌خواندم به یاد زلف تو سازی هم می‌زدم و درواقع آهنگی هم روی اشعارم می‌ساختم. (و یا به یاد نوازش زلف تو ساز می‌نواختم)

 

 

در سکوت در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

در سکوت در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

۱
…
۱۵۷۹
۱۵۸۰
۱۵۸۱
۱۵۸۲
۱۵۸۳
…
۵۸۵۵