گنجور

حاشیه‌ها

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۹ در پاسخ به احمدرضا نظری چروده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

الحاقی؟ اثبات کن. یک نسخه بیار که این ابیات رو نداشته باشه. در تمامی نسخه ها وجود دارند. لطفا کمی تحقیق کنید

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۸ در پاسخ به سوفی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

باشه آقای دکتر مهندس. شما نظرت درسته یا شاهنامه پژوه ها؟

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۷ در پاسخ به رهگذر دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

خدا شفا بده

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۶ در پاسخ به خط دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

خدا شفا بده. کسی سانسور نکرده. اصل شاهنامه همینه. قدیمی ترین شاهنامه رو برداشت برسی کردن و ابیات الحاقی رو شاهنامه پژوه ها حذف کردن

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۵ در پاسخ به آرش دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

بیت ها الحاقی هستند. در قدیمی ترین شاهنامه نیستند. نژادپرستی تا کی؟

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۴ در پاسخ به امین دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

هیچ سانسوری صورت نگرفته. اون بیتی که میگی الحاقیه. در قدیمی ترین شاهنامه نیست اصلا

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۵ - در ستایش پیغمبر (ص) و یارانش:

اصلا کپی خالص از فردوسیه. بین بعضی بیت ها هم معنی خاصی نمیشه پیدا کرد. احتمالا کپیه

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۲ - گفتار در آفرینش مردم:

برام سوال شده چرا اشعار این دقیقا توی شاهنامه هم هستند؟

خلیل شفیعی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

تمام خوانش های بیت های عربی اشتباه است 

برای سایت معتبر گنجور این خطا غیرقابل قبول و اسفناک می نماید😇😞

رخشان در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۳:

خوی بد دارم ملولم،،،،

خوی های بد خودمان را شناسایی کنیم بهترین خدمت به خودمان و دیگران است

یکی از خوی های بد ما که همه گیر است رفتن به گذشته و آینده است

آخر چه فایده دارد حسرت گذشته خوردن ویا ترس از اتفاقات آینده 

زندگی در این لحظه را از کف می دهیم،،،

تایید و توجه خواستن از دیگران خوی بد است

غم و غصه خوردن خوی بد است

خوشبختی را در آینده جستجو کردن

ناله و شکایت

من بهترم ،من می‌دانم ، دیگران باید عوض شوند

نصیحت کردن دیگران به جای تمرکز بر خود 

بحث و جدل برای اثبات خود

بی نیازی به آموزش بزرگان

اینها خوی های بدی ست که در اغلب ما هست و خیلی موارد دیگر با شناخت آنها و انداختن آنها دیدن روی یار میسر می‌شود در غیر این صورت ملولی و توهم دیدن او با ماست،،،،،ابیات مولانا را باید زندگی کرد انشاالله ،

شمس (ساقی) در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۴۱ در پاسخ به محسن میثمی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » دوم:

سلام.

قالب شعر قطعا ترکیب بند است.

علی احمدی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برود

نرود کارش و آخِر به خجالت برود

کسی که از سر کوی تو که کوی عاشقی است با دلتنگی  و خستگی برود و این کوی را رها کند کارش پیش نمی رود و آخر کار شرمسار و خجالت زده می شود .

این بیت مرا به یاد آن آیه قرآن که درباره یونس نبی است می اندازد .یونس وقتی از ایمان نیاوردن قوم خود ناامید شد با عصبانیت شهر را ترک کرد ولی در آخر در شکم ماهی قرار گرفت و از کارش پشیمان شد و از خداوند طلب کمک کرد .( و ذالنون اذ ذهب مغاضبا )

کاروانی که بُوَد بدرقه‌ اش حفظِ خدا

به تَجَمُّل بنشیند، به جَلالت برود

کاروانی که در مسیر عاشقی حرکت کند مورد عنایت خداوند است در هر منزلگاه با زیبایی و آراستگی فرود می آید و با شکوه دوباره به راهش ادامه می دهد 

سالک از نورِ هدایت بِبَرَد راه به دوست

که به جایی نرسد گر به ضَلالت برود

کسی که در راه عشق گام برمی دارد با امید به نوری که معشوق خودش روشن می کند راهش را برای رسیدن به هدف پیدا می کند و البته کسی که این نور را نادیده می گیرد در گمراهی است .

از نگاه حافظ نور می تواند نور باده باشد .او با می نوری در دلش می افتد و به مستی می رسد تا معشوق را درک کند .

کامِ خود آخرِ عمر از مِی و معشوق بگیر

حیفِ اوقات که یک سر به بطالت برود

تا آخر عمر آرزویت این باشد که با می به معشوق برسی و بهره ببری حیف است که اوقات زندگی ات به بطالت و بیهودگی به سر شود 

ای دلیلِ دلِ گم‌گشته! خدا را مددی

که غریب اَر نَبَرَد رَه، به دلالت برود

ای راهنمای این دل گمراه به خاطر خدا کمکی کن.این راهنما همان می است که نور می تاباند .همان امید رسیدن به معشوق .

در مصرع بعدی می گوید اگر نا آشنا باشی و در راه عاشقی گم شده باشی با راهنما راه را پیدا می کنی

حکمِ مستوری و مستی همه بر خاتِمَت است

کس ندانست که آخِر به چه حالت برود

مستوری در مقابل مستی است یعنی هشیاری به معنای رایج آن که بر اساس عقل صورت می پذیرد.مستور بر خلاف مست بر بسیاری از رفتارهایش پوشش می گذارد و مانع از بروز آنها می شود حال آنکه دلش می خواهد آن رفتارها را انجام دهد .به بیان امروزی بخشی از مغز مانع انجام رفتارهاست.مست این مهار مغزی را ندارد و آنچه می خواهد انجام می دهد .مستور شامل هر کسی می شود که رفتارهایی را به دلایلی انجام نمی دهد و از این حیث پیروان شریعت را هم در بر می گیرد .اهل شریعت رعایت تقوا را برای پرهیز از گناه مد نظر دارند و مستور محسوب می شوند .

حال این دو یعنی مستور و مست در پایان زندگی است که وضعیت آنها مشخص می شود و کسی از سرانجام کارش خبر ندارد و همه در عدم اطمینان به سر می بریم .اگر کسی از مستوران از جمله اهل تقوا بگوید ما سرانجام به خوشبختی می رسیم دروغ می گوید .

حافظ از چشمهٔ حکمت به کف آور جامی

بو که از لوحِ دلت نقشِ جهالت برود

یکی از هدفهای حافظ از طرح راه عاشقی این است که به حکمت برسد و از نادانی رها شود .اینکه چرخه های عاشقی را مرتب در طول زندگی تکرار کند و در هوای وصال معشوق باشد کار بیهوده ای نیست بلکه هدف از این کار و تجربه حدیث می و حدیث مطرب کسب حکمت و شناخت جهان است تا بتواند با اطمینان بیشتری به راهش در زندگی ادامه دهد .

حدیث مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را 

امیر اقبال مشهدی فراهانی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۳۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۷ - ماندهٔ بابا:

سلام دوستان ، برخی از خوانندگان شعرهای مشابه دیگر شعرا قسمتی یا بیت به خاطر داشته اند اینجا اضافه نموده و منتسب به جناب وحشی کر ده اند ،در ابن سبک شعرای مشهوری همچون جناب میلی و خوارزمی و ... و شعرای گمنامی هم اشعار مشابه سروده اند ، چند شعر طنز هم هست که تجمیع همه آنها به نام وحشی کار درستی نیست ، 

یوسف شیردلپور در ‫۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵:

بسیار عالی 

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۷ در پاسخ به برمک دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴:

اولند این دلیل نمیشه. و اینکه شاید شما متوجه نشید. ولی آمار ها نشون میده در هر هزار بیت نزدیک 126 واژه عربی پیدا میشه. یعنی اگه با 60 هزار بیت برسی کنیم عدد بزرگی میده.

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۸ در پاسخ به رضا رحمتی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۷:

در تمامی نسخه های شاهنامه موجوده. و از این هم بگذریم در تمامی شاهنامه مسلمان بودن فردوسی مشخصه. و اینکه چرا روایت اسکندر در شاهنامه روایت اسلامیه؟ روایت زرتشتی آن نیست چرا؟ و در بیت های میانی(نوه فریدون(اسمش یادم نیست. فکر کنم نوذر. اسم حضرت عیسی میاد؟)). شما بی منطقید. فردوسی زنده بشه و بیاد جاز بزنه من مسلمانم هم قبول نمیکنید

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۸ در پاسخ به رهام دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۷:

در تمامی نسخه های شاهنامه موجوده. و از این هم بگذریم در تمامی شاهنامه مسلمان بودن فردوسی مشخصه. و اینکه چرا روایت اسکندر در شاهنامه روایت اسلامیه؟ روایت زرتشتی آن نیست چرا؟ و در بیت های میانی(نوه فریدون(اسمش یادم نیست. فکر کنم نوذر. اسم حضرت عیسی میاد؟)). شما بی منطقید. فردوسی زنده بشه و بیاد جاز بزنه من مسلمانم هم قبول نمیکنید

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۲ در پاسخ به فرهاد فراهانی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

بله. حق میگید

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۹ در پاسخ به همیرضا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

نه. اصلا پذیرفتی نیست. اون زمان همه سنی بودن. اگه قرار بود چیزی اضافه بشه سنی بوده. نه شیعه گری. و اینکه چرا بعضی روایت ها از روایت اسلامی استفاده کرده و نه زرتشتی یا غیره؟ مثلا روایت اسکندر. من سخن رو با تمام احترام نوشتم. هیچ دشمنی با هیچکس ندارم. پیرویِ حق ام. امیدوارم شما هم به حق برسید

Ebra . در ‫۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۷ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

سلام
در بخش بعد منظور از افسانه این نیست که واقعا افسانه نیست. شما باید به بیت های بعد از اون هم توجه کنید. در بیت های بعدی مشخص میشه که میگه یا اینها با عقل سازگارند یا اگرنه تو نیاز نیست واقعیشون بداری. فقط پندش رو بگیر. و اینکه در تمام شاهنامه مسلمان بودن فردوسی مشخصه. اگر مسلمان نیست پس چرا از روایت زرتشتی بعضی روایات استفاده نکرده و به جایش روایت اسلامی رو انتخاب کرده؟ مثلا اسکندر. با تمام احترام خواهش میکنم کمی تفکر کنید

۱
…
۱۱۴
۱۱۵
۱۱۶
۱۱۷
۱۱۸
…
۵۸۱۳