تن چه باشد چاردیوار بنای عاریت
پر مکن قصد اقامت در سرای عاریت
بگذر از این باغ بیرنگ تعلق چون نسیم
دست و پا مگذار چون گل در حنای عاریت
یک قدم منصور بالاتر نرفت از پای دار
بیش از این کی میتوان رفتن به پای عاریت
در قفا دارد کدورت آشناییهای خلق
پر مشو حیران در این آیینههای عاریت
چون زبان جاده خاموشی گزین از هر سؤال
درمرو از جای چون کوه از صدای عاریت
با دل صد چاک از دنبال محمل چون جرس
میکنم افغان و میآیم به پای عاریت
در جهان یک دم نمیگیرند از وحشت قرار
دلنشین اهل همت نیست جای عاریت
خوب گفتند اهل دل قصاب این درگشته را
یک ده ویران و چندین کدخدای عاریت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به دوری از تعلقات و ماندن در جهانی فانی میپردازد. شاعر تأکید میکند که بدن انسان فقط یک ساختار موقتی است و نباید به آن وابسته شد. او تشویق میکند که مانند نسیم از این دنیا بگذریم و از زندگی اینچنینی پرهیز کنیم. همچنین، بر بیثمر بودن آشناییهای سطحی و کدورتهایی که افراد ایجاد میکنند، تأکید دارد و توصیه میکند به آرامش و سکوت روی بیاوریم. شاعر در نهایت به این نکته اشاره میکند که در این جهان، جایی برای استراحت دائمی وجود ندارد و تنها خانه واقعی ما درون خودمان است.
هوش مصنوعی: تن انسان مانند چهار دیواری است که به طور موقت به امانت گرفته شده است. بنابراین، در این جهان مادی نباید آرزوی ماندن و اقامت دائمی داشته باشیم.
هوش مصنوعی: از این باغی که هیچ رنگ و لعابی ندارد، عبور کن. مانند نسیم باش و خودت را درگیر نکن. مانند گلی که در حنای قرضی و موقتی است، نمان.
هوش مصنوعی: منصور نتوانست بالاتر از پای دار برود و این نشان میدهد که در شرایط سخت و دشوار، رفتن به مرحلهای بالاتر امکانپذیر نیست.
هوش مصنوعی: افراد و روابطی که به ما نزدیک هستند، ممکن است باعث ایجاد ناخوشایندی و کدورت در دل ما شوند. نباید در این بازتابها و تصاویری که از اطراف میبینیم، دچار سردرگمی و حیرت شویم.
هوش مصنوعی: زمانی که سکوت را انتخاب میکنی، از هر پرسشی دوری کن و به جای آن، مانند کوهی باش که تحت تأثیر صدای دیگران قرار نمیگیرد.
هوش مصنوعی: با دلی شکسته و آکنده از درد، مانند زنگ، ناله و فریادی از خود به پا میآورم و به دنبال آنچه که به من واگذار شده، میآیم.
هوش مصنوعی: در این دنیا، هیچ لحظهای برای نیکو هنریها و آدمهای با اراده آرامش و سکونتی وجود ندارد؛ زیرا جایی برای بی قراری و دلتنگی نیست.
هوش مصنوعی: اهل دل به درستی میگویند که این مرده را به چشم کسی نمیآورند، بلکه بهجای او یک ده ویران و چندین کدخدای فریبکار وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.