نفس در سینهام چون ناله تار است پنداری
بساط عشرتم گرم از دل زار است پنداری
برافکن پرده از رخسار و بنما ماه تابان را
که بی روی تو روزم چون شب تار است پنداری
گرفتم چون سر زلف تو از کف رفت ایمانم
به دستم هر سر موی تو زنّار است پنداری
به تعلیم فلاطون خاطرم راضی نمیگردد
دلم در کجمزاجی طفل بیمار است پنداری
به هر جا میروم دست از دل من برنمیدارد
در این محنت نصیبیها غمم یار است پنداری
به جای سبزه ز آب دیده ما لاله میروید
مدار کشت ما با چشم خونبار است پنداری
برو قصاب زین دردی که ما داریم تا محشر
تو را آه و مرا این ناله در کار است پنداری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و اندوه فراوانی سخن میگوید که ناشی از جدایی و عشق معشوق است. او احساس میکند که نفسش چون نالهای در سینهاش میزند و زندگیاش بیمعناتر از شب تار است بدون روی معشوق. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که زخمهای عشقش همچنان عمیقاند و حالش به شدت بیمار است. او در جستجوی آرامش و آسایش است، اما هر کجا که میرود، رنج و غم به او چنگ میزند. در نهایت، شاعر با ناامیدی به قصاب میگوید که هیچگاه آرامش نخواهد یافت و دردش تا ابد ادامه دارد.
هوش مصنوعی: در درون من، احساس عمیق ناراحتی وجود دارد و گویی زندگیام به هیچ وجه خوشایند نیست. به نظر میرسد که شادی و خوشیام تحت تأثیر اندوه قلبم قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: پرده را از چهرهات کنار بزن و چهرهی درخشانات را نشان بده. بدون دیدن تو، روز من مانند شب تیره و تار به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی که سر زلف تو از دستم رفت، احساس کردم که ایمانم از بین رفته است. هر تار موی تو برایم مثل یک رشته نجات (زنّار) است.
هوش مصنوعی: به یادگیری فلسفه فلاطون دلخوش نیستم؛ زیرا احساس میکنم که دل من مانند کودک بیمار، دچار آشفتگی و ناپایداری است.
هوش مصنوعی: هر کجا که میروم، دل من به آرامش نمیرسد و در این مشکلات، انگار غم من همیشه در کنار من است.
هوش مصنوعی: به جای سبزه و سرسبزی، اشکهای ما در وجودمان لالههایی را پرورش میدهد. اینگونه است که کشت و کار ما با چشمی پر از درد و غم همراه شده است.
هوش مصنوعی: برو و قصابی کن، چون ما دردی داریم که تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. تو فقط میخواهی آه بکشی و من درگیر نالههایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا دور از تو، گل در پیرهن خار است پنداری
رگ جان بی توام، پیوند زنّار است پنداری
ز مضراب غم نامهربان شوخی، فغان سازم
به شیون هر سر مویم، رگ تار است پنداری
کمند جذبهٔ هر ذرّه ام تسخیر می سازد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.