میرسی از راه و بهر ما صفا آوردهای
از دیار حسن سوقات وفا آوردهای
بر متاع حسن اگر نازی کنی میزیبدت
تاجر حسنی تو و جنس حیا آوردهای
آنچه میبینیم و از حسن تو هم یوسف نداشت
این همه لطف و ملاحت از کجا آوردهای
این خط سبز است بر دور لب چون شکرت
یا برات تازه بهر قتل ما آوردهای
میتوانی کشت از نظّارهای قصاب را
گر شکرخندی برای خونبها آوردهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف محبوبی میپردازد که از راهی دور آمده و زیبایی و صفای خاصی را برای او به ارمغان آورده است. او محبوب را با تجار مقایسه میکند و به حس ادبی و زیباییاش اشاره میکند که حتی از یوسف نیز بیشتر است. از لبهای محبوب که مانند خط سبز است، حکایت میکند و میگوید که این زیبایی میتواند جان او را بگیرد. در نهایت، شاعر با تمثیلهای شیرین به نقل قول از محبوب میپردازد و احساس عمیق خود را از زیبایی و عشق در کلامش بیان میکند.
هوش مصنوعی: تو از راه میرسی و به خاطر ما لحظات شادی و خوشی را به ارمغان آوردهای و از دیار زیباییها جنسی از وفاداری به هدایای ما تقدیم کردهای.
هوش مصنوعی: اگر بر زیباییات شکوه و ناز کنی، زیبا به نظر میرسی. تو با شخصیتی شایسته و با حیا به بازار آمدهای.
هوش مصنوعی: آنچه ما از زیباییات میبینیم، یوسف هم چنین لطف و جذابیتی نداشت. این همه رحمت و جذابیت را از کجا به دست آوردهای؟
هوش مصنوعی: این خط سبز رنگی که بر دور لبهای توست، شبیه به شکر است یا به میوه تازهای که برای کشتن ما به ارمغان آوردهای.
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی و جذابیت کسی توجه کنی، حتی میتوانی به او حسرت بوری، اگر او با لبخندی خاص بر درد و زحمت تو بیفزاید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آتشینا آب حیوان از کجا آوردهای
دانم این باری که الحق جان فزا آوردهای
مشرق و مغرب بدرد همچو ابر از یک دگر
چون چنین خورشید از نور خدا آوردهای
خیره گان روی خود را از ره و منزل مپرس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.