گنجور

 
قاسم انوار

از پیر مغان گر خبری هست بگویید

از باده اگر ما حضری هست بگویید

تا چند ملامت که خطیرست ره عشق؟

گر تیر قضا را سپری هست بگویید

پران ز پر عشق شد این جان بلا دوست

جز عشق اگر بال و پری هست بگویید

در بادیه محنت هجران شب تاریک

جز پیر مغان راهبری هست؟ بگویید

جز مستی عشاق، که آن سد عظیمست

در راه محبت خطری هست؟ بگویید

از خطه امکان طرف حضرت واجب

جز راه فنا رهگذری هست؟ بگویید

با ما خبری نیست، که مستان خرابیم

گر زانکه شما را خبری هست بگویید

قاسم، رخ و زلفش همه دورست و تسلسل

در دور و تسلسل نظری هست؟ بگویید

 
 
نسکبان اندروید
قاسم انوار

از باده گلگون قدری هست بگویید

در شهر چو زیبا قمری هست بگویید

ما را خبری نیست، که مستان خرابیم

گر زانکه شما را خبری هست بگویید

در دیر مغان، نیم شبان، در شب تاریک

[...]

اسیری لاهیجی

از شاهد و می گر خبری هست بگوئید

چون باده پرستی هنری هست بگوئید

در کوی خرابات فنا سالک ره را

جز عشق اگر راهبری هست بگوئید

معشوق مرا کز غم او بیدل و دینم

[...]

واقف لاهوری

با حسرت من گر دگری هست بگویید

ماتم‌زده‌ای نوحه‌گری هست بگویید

در شهر شما چون من بدحال نکویان

سودازده‌ای دربه‌دری هست بگویید

هم رنگ به آن لاله که از تربت من رست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه