گفتم به عشق غارت دلها چه میکنی
دستی دراز کرده به یغما چه میکنی
چندین هزار خانهٔ دل شد خراب تو
ای خانمانخراب به دلها چه میکنی
دادی به آب و رنگ بتان آبروی ما
با گلرخان چه کردی و با ما چه میکنی
گفتم به دلبر از برِ من دل چه میبری
گفتا که من بر تو تو دل را چه میکنی
بگشای چشم و نور رخ ما عیان ببین
در پردهٔ خیال تماشا چه میکنی
من جلوه نانموده تو از خویش میروی
گر بر تو جلوهای کنم آیا چه میکنی
چیزی ز ما مخواه به غیر از لقای ما
از دوست غیر دوست تمنا چه میکنی
از خود بشوی دست به دریای ما درا
بردار دل ز خویش محابا چه میکنی
بردار دل ز خویش و در این بحر غوطهور
بر ساحل ایستاده تماشا چه میکنی
ای فیض عقل و هوش و دل و دین و جان بده
چون وصل دوست یافتی اینها چه میکنی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و تاثیر آن بر دلها میپردازد. او از محبوب میپرسد که چرا دلها را غارت میکند و خانههای دل را خراب میسازد. در ادامه، عشق را به چالش میکشد و از محبوب میخواهد تا به زیباییهای خود توجه کند و عواقب رفتار خود را در نظر بگیرد. شاعر همچنین از محبوب میخواهد که از این عشق چیزی جز وصال نمیخواهد و در نهایت با اشاره به بیمعنایی دیگر خواستهها در برابر عشق حقیقی، به اهمیت وجود محبوب در زندگیاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به عشق گفتم دلها را چرا میگیری و با دست دراز به تاراج میروی؟
هوش مصنوعی: تعداد زیادی از دلها به خاطر تو ویران شدهاند، ای کسی که خانهها را نابود میکنی، در دلها چه کار میکنی؟
هوش مصنوعی: به تو محبت و زیبایی بتها، آبروی ما را به چالش کشیده و نمیدانم با ما چه خواهی کرد.
هوش مصنوعی: به معشوقهام گفتم چرا دل مرا میبری؟ او پاسخ داد: تو با دل من چه کار میکنی؟
هوش مصنوعی: چشمانت را باز کن و نور چهرهام را ببین که در خیال تو آشکار شده است و تماشا کن که در ذهن خود چه تصاویری میسازی.
هوش مصنوعی: اگر من جلوهای از خودم برای تو نشان دهم و تو از آن غافل شوی، آیا تو چه واکنشی نشان خواهی داد؟
هوش مصنوعی: از ما چیزی جز دیدار با دوست طلب نکن، چرا که از غیر دوست چه چیزی را میخواهی؟
هوش مصنوعی: از خودت فاصله بگیر و به دنیای ما وارد شو. نگران دل خودت نباش، چرا که این نگرانی چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: دل خود را از وابستگیها رها کن و در این دریا غرق شو. چرا در ساحل ایستادهای و نظاره میکنی؟
هوش مصنوعی: ای نعمت عقل و فهم و دل و ایمان و زندگی، وقتی که به وصال دوست رسیدی، حالا با این همه چه میکنی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گویند با رقیب مدارا چه میکنی
این میکند زمانه تقاضا چه میکنی
جانم به لب رسید مدارا چه میکنی
ای بیوفا تملق بیجا چه میکنی
اکنون که من به کشتن خود راضیم به جان
ای بیگناهکش تو محابا چه میکنی
ما آنچه داشتیم به راه تو باختیم
[...]
در دست بانوئی، به نخی گفت سوزنی
کای هرزهگرد بی سر و بی پا چه میکنی
ما میرویم تا که بدوزیم پارهای
هر جا که میرسیم، تو با ما چه میکنی
خندید نخ که ما همه جا با تو همرهیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.