تن خاک راه دوست کنم حسبی الحبیب
جان نیز در رهش فکنم حسبی الحبیب
چون عشق در سرای وجودم نزول کرد
از خویشتن طمع بکنم حسبی الحبیب
دل سوخت چون در آتش سودای عشق او
جان هم در آتشش فکنم حسبی الحبیب
چون ناصر من اوست چو منصور میروم
خود را بدار عشق زنم حسبی الحبیب
حلاج عشق چون بزند پنبهٔ تنم
بر دست و بازوی که تنم حسبی الحبیب
مهرش چو ذره ذره کند پیکر مرا
من در هواش رقص کنم حسبی الحبیب
دل بر کنم چو فیض زبود و نبود خویش
بر هر چه رای اوست تنم حسبی الحبیب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل عشق و ارادت خود به معشوق را به تصویر میکشد. او از عشق به دوست آنچنان متاثر است که حاضر است جان و تن خود را فدای او کند. احساس سوختن دل و آتش عشق مستمر در دلش، او را به ورطهای عمیق از عشق و از خودگذشتگی میکشاند. شاعر به سادگی و شور و شوقی که در دلش برای معشوق وجود دارد اشاره میکند و در نهایت با رهایی از تعلقات مادی، خود را به عشق او میسپارد.
هوش مصنوعی: من خاک را در راه دوست میریزم و جانم را نیز برای او فدای این مسیر میکنم.
هوش مصنوعی: زمانی که عشق به درون وجودم آمد، دیگر نمیتوانم به خودم امیدی داشته باشم و تمام خواستهام تنها معشوق خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق او به شدت میسوزد و در این عشق، جانم را هم در آتش آن فدای او میکنم.
هوش مصنوعی: من همانند ناصر، که الگوی من است، به سوی عشق میروم و تمام وجودم را به محبت او میسپارم.
هوش مصنوعی: وقتی عشق به نهایت خود برسد، تمام وجودم را رها میکند و در این حال، هر بخش از بدنم تنها نشاندهندهٔ محبت و وابستگی به محبوب است.
هوش مصنوعی: اگر عشق او مرا تکهتکه کند، من در هوای او رقص میکنم، به عشق معشوق.
هوش مصنوعی: دل را از وابستگی به وجود و عدم خود آزاد میکنم و هر چه اراده و خواست او باشد، بدنم نیز در خدمت آن است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.