بخش ۱ - داد کیخسرو و آبادانی ایران، آمدن رستم و زال از نیمروز و دیدار اشکبار بر یاد سیاوش
به پالیز چون برکشد سرو شاخ
سر شاخ سبزش برآید ز کاخ
به بالای او شاد باشد درخت
چو بیندش بینادل و نیکبخت
سزد گر گمانی برد بر سه چیز
کزین سه گذشتی چه چیزست نیز
هنر با نژادست و با گوهر است
سه چیزست و هر سه بهبنداندرست
هنر کی بود تا نباشد گهر
نژاده بسی دیدهای بیهنر
گهر آنک از فر یزدان بود
نیازد به بد دست و بد نشنود
نژاد آنک باشد ز تخم پدر
سزد کاید از تخم پاکیزه بر
هنر گر بیاموزی از هر کسی
بکوشی و پیچی ز رنجش بسی
ازین هر سه گوهر بود مایهدار
که زیبا بود خلعت کردگار
چو هر سه بیابی خرد بایدت
شناسندهٔ نیک و بد بایدت
چو این چار با یک تن آید بهم
براساید از آز وز رنج و غم
مگر مرگ کز مرگ خود چاره نیست
وزین بدتر از بخت پتیاره نیست
جهانجوی از این چار بد بینیاز
همش بخت سازنده بود از فراز
سخن راند گویا بدین داستان
دگر گوید از گفتهٔ باستان
کنون بازگردم به آغاز کار
که چون بود کردار آن شهریار
چو تاج بزرگی بسر برنهاد
ازو شاد شد تاج و او نیز شاد
به هر جای ویرانی آباد کرد
دل غمگنان از غم آزاد کرد
از ابر بهاران ببارید نم
ز روی زمین زنگ بزدود غم
جهان گشت پر سبزه و رود آب
سر غمگنان اندر آمد به خواب
زمین چون بهشتی شد آراسته
ز داد و ز بخشش پر از خواسته
چو جم و فریدون بیاراست گاه
ز داد و ز بخشش نیاسود شاه
جهان شد پر از خوبی و ایمنی
ز بد بسته شد دست اهریمنی
فرستادگان آمد از هر سوی
ز هر نامداری و هر پهلوی
پس آگاهی آمد سوی نیمروز
بنزد سپهدار گیتیفروز
که خسرو ز توران به ایران رسید
نشست از بر تخت کو را سزید
بیاراست رستم به دیدار شاه
ببیند که تا هست زیبای گاه
ابا زالِ سامِ نریمان بهم
بزرگان کابل همه بیش و کم
سپاهی که شد دشت چون آبنوس
بدرید هر گوش ز اوای کوس
سوی شهر ایران گرفتند راه
زواره فرامرز و پیل و سپاه
به پیش اندرون زال با انجمن
درفش بنفش از پس پیلتن
پس آگاهی آمد بر شهریار
که آمد ز ره پهلوان سوار
زواره فرامرز و دستان سام
بزرگان که هستند با جاه و نام
دل شاه شد زان سخن شادمان
سراینده را گفت کاباد مان
که اویست پروردگار پدر
وزویست پیدا به گیتی هنر
بفرمود تا گیو و گودرز و طوس
برفتند با نای رویین و کوس
تبیره برآمد ز درگاه شاه
همه برنهادند گردان کلاه
یکی لشکر از جای برخاستند
پذیره شدن را بیاراستند
ز پهلو به پهلو پذیره شدند
همه با درفش و تبیره شدند
برفتند پیشش به دو روزه راه
چنین پهلوانان و چندین سپاه
درفش تهمتن چو آمد پدید
به خورشید گرد سپه بردمید
خروش آمد و نالهٔ بوق و کوس
ز قلب سپه گیو و گودرز و طوس
به پیش گو پیلتن راندند
به شادی برو آفرین خواندند
گرفتند هر سه ورا در کنار
بپرسید شیراوژن از شهریار
ز رستم سوی زال سام آمدند
گشاده دل و شادکام آمدند
نهادند سوی فرامرز روی
گرفتند شادی به دیدار اوی
وزان جایگه سوی شاه آمدند
به دیدار فرخ کلاه آمدند
چو خسرو گو پیلتن را بدید
سرشکش ز مژگان به رخ بر چکید
فرود آمد از تخت و کرد آفرین
تهمتن ببوسید روی زمین
به رستم چنین گفت کای پهلوان
همیشه بدی شاد و روشنروان
به گیتی خردمند و خامش تویی
که پروردگار سیاوش تویی
سر زال زان پس به بر در گرفت
ز بهر پدر دست بر سر گرفت
گوان را به تخت مهی برنشاند
بریشان همی نام یزدان بخواند
نگه کرد رستم سرو پای اوی
نشست و سخن گفتن و رای اوی
رخش گشت پرخون و دل پر ز درد
زکار سیاوش بسی یاد کرد
به شاه جهان گفت کای شهریار
جهان را تویی از پدر یادگار
ندیدم من اندر جهان تاجور
بدین فر و مانندگی پدر
وزان پس چو از تخت برخاستند
نهادند خوان و می آراستند
جهاندار تا نیمی از شب نخفت
گذشته سخنها همه بازگفت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
جمشید (اشاره) فریدون (اشاره) اهریمن (اشاره) کیخسرو رستم زال سام (اشاره) نریمان (اشاره) زواره فرامرز گیو گودرز طوس شیراوژن سیاووش (اشاره)
هوش مصنوعی: کیخسرو با سرقتی درختان و خرمی به قصر خود، سرود شادمانی میسراید و از هنر، نژاد و گوهر به عنوان سه اصل مهم سخن میگوید. او با حاکمیت خود، ایران را آباد میکند و دل غمگنان را شاد میسازد. سپاهیان از نقاط مختلف به نزد او میآیند و رستم و زال نیز از نیمروز به دیدار کیخسرو میشتابند. در این ملاقات، رستم با شادی و احترام بر کیخسرو حضوری پرشور دارد و به یاد سیاوش، از دردی که در دل دارد صحبت میکند. در نهایت، در این مراسم پر از شادی و آشتی، گفتوگوها تا نیمه شب ادامه مییابد.
هوش مصنوعی: وقتی که سرو زیبای باغ، قد میکشد و بالا میرود، شاخههای سبزش از بالای کاخ نمایان میشود.
هوش مصنوعی: اگر درخت شادی ببرد، در بالای او شاد باشد، زیرا بینادل (عاری از غم) و نیکبخت (خوشبخت) خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر بر سه چیز گمان بدی رواست، زیرا وقتی از این سه چیز گذشتی، دیگر چه چیزی باقی میماند؟
هوش مصنوعی: هنر به نژاد (خانواده) و گوهر (فضائل ذاتی) ارتباط دارد و این سه، به هم پیوند خوردهاند.
هوش مصنوعی: هنر از آن کسی است که خالص و اصیل باشد؛ اگر کسی نژاد و اصل خوبی نداشته باشد، هنر او هم بیارزش است و به چشم نمیآید.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید: اگر گوهر (یا صفت نیک) از فطرت و ذات الهی باشد، به بدی وابسته نمیشود و بدی را نمیشنود. در واقع، خوبی و نیکی واقعی به ذات الهی مربوط است و در برابر بدی مقاوم است.
هوش مصنوعی: نژاد و اصل و نسب از پدر به ارث میرسد و سزاوار است که از نژاد پاک و پاکیزه باشد.
هوش مصنوعی: اگر هنر را از هر کس بیاموزی، باید تلاش کنی و از زحمت و رنج چشمپوشی کنی.
هوش مصنوعی: این سه گوهر که اشاره به هنر، خرد و نیکوکاری دارند، موجب شکوه و زیبایی زندگی هستند و به نوعی نشانههایی از نعمتهای الهی به شمار میآیند.
هوش مصنوعی: هرگاه که این سه گوهر را به دست آوردی، باید عقل و خرد را بشناسی و تشخیص خوبی و بدی را داشته باشی.
هوش مصنوعی: وقتی که این چهار (خرد، نیک، بد، و مرگ) با هم بر یک فرد جمع شوند، او از آز و رنج و غم رهایی مییابد و به آرامش میرسد.
هوش مصنوعی: هیچ راهی برای فرار از مرگ نیست و از این بدتر و شومتر از سرنوشت بد نمیتوان تصور کرد.
هوش مصنوعی: جهانجوی (رستم) از این چهار بدی (مرگ، بخت، بدبیاری و ...) بینیاز است و بینیازی او به خاطر این است که بخت او همواره در اوج و سازنده است.
هوش مصنوعی: داستانی که در حال بیان آن است، با قاطعیت و وضوح به گفتگو پرداخته و به زودی به موضوع دیگری خواهد پرداخت که در گفتههای کهن وجود دارد.
هوش مصنوعی: اکنون میخواهم به ابتدا و شروع کار برگردم تا ببینم رفتار و کردار آن پادشاه چگونه بود.
هوش مصنوعی: وقتی کیخسرو تاج بزرگ را بر سر گذاشت، تاج و خود او هر دو خوشحال شدند.
هوش مصنوعی: کیخسرو در هر مکانی که ویرانی وجود داشت، آن را آباد کرد و دل غمگینان را از اندوه رهایی بخشید.
هوش مصنوعی: باران بهاری از آسمان بر زمین ریخت و با این بارش، زنگار غم را از روی زمین پاک کرد.
هوش مصنوعی: جهان پر از سبزه و رودخانههای آب شده است و غمزدهها در آرامش و خواب فرو رفتهاند.
هوش مصنوعی: زمین به صورت بهشتی درآمد و زیبا شد، به خاطر دادگری و بخشش، و از خواستهها پر شد.
هوش مصنوعی: چون جم و فریدون، (دو پادشاه بزرگ و نیکوکار) به آبادانی و برپایی مملکت پرداختند، شاه (کیخسرو) از لطف و بخشش آرام و راحت نمیگرفت.
هوش مصنوعی: دنیا پر از خوبی و امنیت شد و دست شیطان (اهریمن) از بدی کوتاه گشت.
هوش مصنوعی: فرستادگان از همه جا و از هر شخصیت بزرگ و پهلوان نزد کیخسرو آمدند.
هوش مصنوعی: آگاهی به سمت نیمروز (جایی که رستم و زال هستند) فرستاده شد تا به سپهدار (رستم) که دارای قدرت و شهرت جهانی است، برسد.
هوش مصنوعی: کیخسرو که از سرزمین توران به ایران آمده، بر تخت نشسته است و آن کسی که شایستهٔ نشستن بر آن تخت است، در اینجا به او اشاره شده است.
هوش مصنوعی: رستم به دیدار پادشاه (کیخسرو) آمد تا ببیند که آیا هنوز در سرای زیبای او (کاخ) خبری از زیبایی و شکوه هست یا خیر.
هوش مصنوعی: زال، پدر رستم و از شخصیتهای بزرگ و معروف داستانهای ایرانی، در میان بزرگان کابل به همراه رستم حضور دارد و همه بر او احترام میگذارند.
هوش مصنوعی: سپاه که به دشت هجوم آورد، چنان وسیع و فراخ شد که مانند تنهٔ درخت آبنوس به نظر میرسید و در هر نقطه از آن صداهای طبل جنگ به گوش میرسید.
هوش مصنوعی: فرامرز، زواره و سپاه به سمت شهر ایران حرکت کردند.
هوش مصنوعی: زال با گروهش، در مقابل آنها، درفشی بنفش را بهدست دارد و از پشت سر، پیلتن (رستم) نیز همراه اوست.
هوش مصنوعی: سپس خبر به پادشاه رسید که پهلوان سوار از راه آمده است.
هوش مصنوعی: زواره، فرامرز و دستان سام از شخصیتهای بزرگ و مشهور در تاریخ و اسطورههای ایران هستند که هر یک به دلیل مقام و نامی که دارند، در جامعه شناخته شدهاند.
هوش مصنوعی: دل کیخسرو از آن سخن خوشحال شد و به شاعر (سراینده) گفت که باید جشن و میهمانی برپا کند.
هوش مصنوعی: او (کیخسرو) پدرش (کیقباد) را پروردگار خود میداند و میگوید که در جهان، هنر و استعداد او (کیقباد) آشکار است.
هوش مصنوعی: کیخسرو دستور داد که گیو، گودرز و طوس به همراه نای فلزی و طبل به سفر بروند.
هوش مصنوعی: آواز تبیره (نوعی ساز) از درگاه شاه بلند شد و همه برای احترام و به نشانهٔ پذیرش، کلاههای خود را از سر برداشتند.
هوش مصنوعی: یک گروه از سپاهیان، از جای خود برخاستند و برای استقبال آماده شدند.
هوش مصنوعی: همه سربازان با درفش (پرچم) و تبیره (سپر) از سوی راست و چپ به استقبال او آمدند و آماده شدند.
هوش مصنوعی: این پهلوانان و گروهی از سپاه طی دو روز به سوی کیخسرو رفتند.
هوش مصنوعی: پرچم رستم (تهمتن) که نمایان شد، مانند خورشید در آسمان درخشید و سپاه را به حرکت درآورد.
هوش مصنوعی: شور و هیاهو و صدای زنگ بوق و کوس از دل سپاه گیو، گودرز و طوس بلند شد.
هوش مصنوعی: به جلو، پیرمرد پیلتن (رستم) را فرستادند و به شوق و خوشحالی برای او دعا و ستایش کردند.
هوش مصنوعی: آنها (رستم، زال و سام) کیخسرو را در کنار خود گرفتند و شیراوژن از او (کیخسرو) پرسش کرد.
هوش مصنوعی: رستم و زال، پدر و پسر، با دلگشاده و خوشحال از طرف سام، به سوی کیخسرو آمدند.
هوش مصنوعی: رستم و زال به سوی فرامرز رفتند و برای دیدن او شادی کردند.
هوش مصنوعی: از آن مکان به سوی شاه (کیخسرو) آمدند و به دیدار او که شاداب و خوشخبر (فرخ) است، گروهی با کلاهی زیبا و خوشرنگ رفتند.
هوش مصنوعی: کیخسرو، هنگامی که رستم (پیلتن) را دید، اشکهایش از چشمانش بر روی صورتش ریزش کرد.
هوش مصنوعی: کیخسرو از تخت پایین آمد و به تهمتن (رستم) سلام و تهنیت گفت و صورتش را روی زمین بوسید.
هوش مصنوعی: به رستم، ای پهلوان، چنین گفتند که همیشه در زندگیات خوشحال و با روحیهای روشن باش.
هوش مصنوعی: تو در جهان، دانا و باوقار هستی و خداوند به خاطر سیاوش تو را پرورش داده و مقام خاصی به تو بخشیده است.
هوش مصنوعی: زال، پس از شنیدن خبرهایی از سیاوش، برای احترام به پدرش دست بر سر گذاشت و این نشاندهندهٔ دلتنگی و غم او و توجهش به والدش است.
هوش مصنوعی: کیخسرو گوان (مردم سرزمین گوان) را بر تخت نشاند و در این هنگام نام خداوند را بر زبان آورد.
هوش مصنوعی: رستم به جوانی نگاه کرد و قد و قامت او را دید و سپس با او صحبت کرد و نظرش را درباره او بیان کرد.
هوش مصنوعی: اسب رستم، رخش، زخمی و خونی شده و دلش از درد پر شده است زیرا به یاد سیاوش افتاده و یاد او برایش بسیار گران است.
هوش مصنوعی: به شاه، یعنی کیخسرو، گفتند ای پادشاه، تو وارث و یادگار پدرت هستی که صاحب مقام و قدرتی بزرگ در دنیای هستی.
هوش مصنوعی: من در هیچجای دنیا، شاهی را با تاج و شکوهی به اندازهی پدرم ندیدهام.
هوش مصنوعی: پس از آنکه از تخت پادشاهی پایین آمدند، سفرهای چیدند و می (شراب) را آماده کردند.
هوش مصنوعی: جهاندار (کیخسرو) تا نیمههای شب خوابش نبرد و همهٔ سخنها را بازگو کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.