نهفته چو بیرون کشید از نهان
به سه بخش کرد آفریدون جهان
یکی روم و خاور دگر ترک و چین
سیم دشت گردان و ایرانزمین
نخستین به سلم اندرون بنگرید
همه روم و خاور مراو را سزید
بفرمود تا لشکری برگزید
گرازان سوی خاور اندرکشید
به تخت کیان اندر آورد پای
همی خواندندیش خاور خدای
دگر تور را داد توران زمین
ورا کرد سالار ترکان و چین
یکی لشکری نامزد کرد شاه
کشید آنگهی تور لشکر به راه
بیامد به تخت کئی برنشست
کمر بر میان بست و بگشاد دست
بزرگان برو گوهر افشاندند
همی پاک توران شهش خواندند
از ایشان چو نوبت به ایرج رسید
مر او را پدر شاه ایران گزید
هم ایران و هم دشت نیزهوران
هم آن تخت شاهی و تاج سران
بدو داد کورا سزا بود تاج
همان کرسی و مهر و آن تخت عاج
نشستند هر سه به آرام و شاد
چنان مرزبانان فرخ نژاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
فریدون پس از آنکه پسرانش ازدواج کردند، تصمیم گرفت جهان پهناور تحت فرمانروایی خود را میان سه فرزندش تقسیم کند.او جهان را به سه بخش بزرگ تقسیم کرد:۱. سهم سَلمفریدون بخش روم و خاور را به سلم، پسر بزرگتر، سپرد. سلم با لشکری بزرگ به سرزمین خود رفت و بر تخت پادشاهی نشست و او را فرمانروای آن سرزمینها خواندند.۲. سهم تورسپس سرزمین توران، ترکستان و چین را به تور داد. تور نیز با سپاهیانش به سرزمین خود رفت، بر تخت نشست و از آن پس به عنوان تورانشاه شناخته شد.۳. سهم ایرجاما هنگامی که نوبت به ایرج، پسر کوچکتر، رسید، فریدون مهمترین بخش را به او داد:ایرانسرزمینهای مرکزی و پهلوانخیزتخت پادشاهیتاج و شکوه شاهنشاهیبه بیان دیگر، ایران و مرکز فرمانروایی فریدون سهم ایرج شد.سه برادر در آغاز با آرامش و شادی بر سرزمینهای خود فرمانروایی کردند؛ اما این تقسیمبندی در آینده سبب حسادت سلم و تور نسبت به ایرج شد، زیرا آنان احساس کردند که پدرشان بهترین و ارزشمندترین بخش جهان را به برادر کوچکتر داده است.و همین حسادت، مقدمهٔ یکی از غمانگیزترین داستانهای شاهنامه، یعنی دشمنی سلم و تور با ایرج و سرانجام کشته شدن ایرج به دست برادرانش میشود.
فریدون نهفته را از نهان بیرون کشید و قلمروش که برابر با جهان بود را به سه بخش تقسیم کرد
اولینِ اون سه سرزمین، روم و خاور بود و دیگری، سرزمین ترکان آسیای میانه و چین، و سومی دشت گردان و ایرانزمین
اول به سلم نگریست و او را پادشاه روم و خاور کرد
دستور داد تا لشکری برگزینند و به سوی خاور ببرند
سلم را بر روی تخت پادشاهی نشاندند و او را «خاور خدای» نام دادند
سپس سرزمین توران را به تور داد و او را شاه ترکان آسیای میانه و چین کرد
شاه لشکری برگزید و لشکر تور هم به راه افتاد
هوش مصنوعی: او به تخت سلطنت آمد و بر آن نشست، کمربندش را بر کمر بست و دستانش را گشود.
بزرگان (اشراف) بر او گوهر ریختند و او را «تورانشه» نام دادند
زمانی که نوبت به ایرج رسید، پدرش او را به عنوان شاه ایران برگزید.
ایران و دشت نیزهوران و همینطور تخت پادشاهی و تاج سران به ایرج رسید
به او داد که سراوار پادشاهي و تاج و تخت بود.
سه نفر آرام و شاد نشستند، مانند مرزبانان خوشنژاد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.