بخش ۴ - شکار بهرام گور با آزاده، چالش ناممکن تیر و کشتن چنگزن
جز از گوی و میدان نبودیش کار
گهی زخم چوگان و گاهی شکار
چنان بد که یک روز بیانجمن
به نخچیرگه رفت با چنگ زن
کجا نام آن رومی آزاده بود
که رنگ رخانش به می داده بود
به پشت هیون چمان برنشست
ابا سرو آزاده چنگی به دست
دلارام او بود و هم کام اوی
همیشه به لب داشتی نام اوی
به روز شکارش هیون خواستی
که پشتش به دیبا بیاراستی
فروهشته زو چار بودی رکیب
همی تاختی در فراز و نشیب
رکابش دو زرین دو سیمین بدی
همان هر یکی گوهر آگین بدی
همان زیر ترکش کمان مهره داشت
دلاور ز هر دانشی بهره داشت
به پیش اندر آمدش آهو دو جفت
جوانمرد خندان به آزاده گفت
که ای ماه من چون کمان را به زه
برآرم به شست اندر آرم گره
کدام آهو افگنده خواهی به تیر
که ماده جوانست و همتاش پیر
بدو گفت آزاده کای شیرمرد
به آهو نجویند مردان نبرد
تو آن ماده را نر گردان به تیر
شود ماده از تیر تو نر پیر
ازان پس هیون را برانگیز تیز
چو آهو ز چنگ تو گیرد گریز
کمان مهره انداز تا گوش خویش
نهد همچنان خوار بر دوش خویش
همانگه ز مهره بخاردش گوش
بیآزار پایش برآرد به دوش
به پیکان سر و پای و گوشش بدوز
چو خواهی که خوانمت گیتی فروز
کمان را به زه کرد بهرام گور
برانگیخت از دشت آرام شور
دو پیکان به ترکش یکی تیر داشت
به دشت اندر از بهر نخچیر داشت
همانگه چو آهو شد اندر گریز
سپهبد سروهای آن نره تیز
به تیر دو پیکان ز سر برگرفت
کنیزک بدو ماند اندر شگفت
هماندر زمان نر چون ماده گشت
سرش زان سروی سیه ساده گشت
همان در سروگاه ماده دو تیر
بزد همچنان مرد نخچیرگیر
دو پیکان به جای سرو در سرش
به خون اندرون لعل گشته برش
هیون را سوی جفت دیگر بتاخت
به خم کمان مهره در مهره ساخت
به گوش یکی آهو اندر فکند
پسند آمد و بود جای پسند
بخارید گوش آهو اندر زمان
به تیر اندر آورد جادو کمان
سر و گوش و پایش به پیکان بدوخت
بدان آهو آزاده را دل بسوخت
بزد دست بهرام و او را ز زین
نگونسار برزد به روی زمین
هیون از بر ماهچهره براند
برو دست و چنگش به خون درفشاند
چنین گفت کای بیخرد چنگزن
چه بایست جستن به من برشکن
اگر کند بودی گشاد برم
ازین زخم ننگی شدی گوهرم
چو او زیر پای هیون در سپرد
به نخچیر زان پس کنیزک نبرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
آزاده بهرام گور
هوش مصنوعی: در این بخش از شعر، بهرام گور به همراه آزاده به شکار میرود. آنها در حین شکار با چنگزن که فردی رومی و شجاع است، به چالش میپردازند. بهرام با تیزپرانی خود و با استفاده از کمان، نر آهویی را که در حال فرار است به تیر میزند و میکشد. در این حین، چنگزن به بهرام انتقاد میکند که چرا به او حمله کرده است و به او یادآوری میکند که در عرصه نبرد باید به اصول جوانمردی پایبند باشد. این رویداد منجر به تنش میان آنها میشود و پیروزی بهرام در شکار، میسر میشود.
هوش مصنوعی: کار او فقط به بازی و میدان محدود بود؛ گاهی در میدان چوگان زخم میدید و گاهی به شکار میرفت.
هوش مصنوعی: چنان بد بود که یک روز به تنهایی و بدون مراسم و جمعیت به شکارگاه رفت و با چنگزن (نوازندهی چنگ) مواجه شد.
هوش مصنوعی: رومی آزادهای بود که نامش را فراموش کردهاند و چهرهاش به قدری زیبا بود که رنگ صورتش به رنگ شراب میزده است.
هوش مصنوعی: او بر روی اسبی نشسته است و در حالی که چنگی (ساز موسیقی) به دست دارد، به سمت جلو میرود. آزاده به معنای زن آزاده و آزاد است و به او همانند سرو زیبا توصیف شده که نشاندهندهٔ زیباییاش است.
هوش مصنوعی: او آرامش و دلنوازی بود و همواره کام او، یعنی رضایت و خوشحالی، بر لب تو بود و تو همیشه نام او را بر زبان میراندهای.
هوش مصنوعی: در روز شکار، خواستی تا او را بیارایی که پشتش با پارچه نرم و لطیف (دیبا) تزیین شود.
هوش مصنوعی: از اسب چهارپایهای که از آن پایین آمده بودی، به شتاب در هر جا به جلو و عقب میرفتی.
هوش مصنوعی: رکاب اسب بهرام گور (بهرام گور کیانی) از طلا و نقره ساخته شده و هر یک از آنها به گونهای تزئین شده که شبیه گوهر و جواهر به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: او (بهرام گور) زیر کمانش یک مهره داشت و نشان از شجاعت و دلاوری او بود، زیرا از هر دانش و فضیلت بهرهمند بود.
هوش مصنوعی: دو آهو به جلو آمدند و جوانمردی که خندان بود به آزاده (یکی از شخصیتهای داستان) گفت.
هوش مصنوعی: ای ماه من، وقتی که کمان را به زه (رشته) میکشم، به دقت گرهای روی شست (انگشت) خود میزنم.
هوش مصنوعی: تو کدام آهو را قصد داری هدف تیرت قرار دهی؟ آیا آن آهو جوان است و همدمش پیر؟
هوش مصنوعی: آزاده به بهرام گور میگوید که مردان جنگجو به شکار آهو نمیروند، بلکه باید به کارهای بزرگتر و نبرد مشغول باشند.
هوش مصنوعی: تو آن آهو را با تیر خود نر کن، که بر اثر تیر تو ماده آن آهو پیر خواهد شد.
هوش مصنوعی: سپس هیون (اسب) را با شتاب و سرعت حرکت بده، همانگونه که آهو از چنگال تو فرار میکند.
هوش مصنوعی: کمان را به سوی هدف بکش تا گوش خود را بهخود بمالد، همچنانکه بار سنگینی بر دوش خود احساس میکند.
هوش مصنوعی: در همان لحظه که مهره کمان به گوشش میخورد، بیخطر بر دوش او میافتد و پایش را بلند میکند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی نام مرا در جهان معروف کنی، با تیر و کمان به سر و پا و گوش من نشانهگذاری کن.
هوش مصنوعی: بهرام گور کمان را به زه (سیم یا نخی که تیر را به کمان وصل میکند) کشید و از دشت آرام، شور و هیجان را برانگیخت.
هوش مصنوعی: بهرام گور دو تیر در ترکش خود داشت که یکی از آنها را برای شکار در دشت آماده کرده بود.
هوش مصنوعی: در آن لحظه، سپهبد (بهرام گور) مانند آهویی شد که در حال فرار است، و سروهای نر (درختان بلند و زیبا) به تندروی او توجه کردند.
هوش مصنوعی: او (ماده آهو) با دو تیر به سمت سرش هدف قرار گرفت و کنیزکی در آنجا مانده بود و حیرتزده شده بود.
هوش مصنوعی: در همان زمان که نر مثل ماده شد، سرش از آن سرو سیاه زینت پیدا کرد.
هوش مصنوعی: در همان محلی که سروها ایستادهاند، مردی شکارچی دو تیر به سمت ماده (حیوان) پرتاب کرد.
هوش مصنوعی: دو تیر به جای دو شاخهٔ درختی، در سر او نشسته و خونش باعث شده که گویا لعل (جواهر قرمز) بر روی سرش قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: هیون (نوعی اسب) به سوی جفت دیگرش شتافت و با کمان، دقت و توجهی کرده که مهره به مهره (به ترتیب) قرار گرفت.
هوش مصنوعی: یکی از آهوها به صدای او گوش میکند و از این صدا خوشش آمده و برایش جایی فراهم میشود که در آنجا راحت باشد.
هوش مصنوعی: گوش آهو در زمانی که تیر به او اصابت کرد، بخار کرد و چون جادو معجزهگون کمان را تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: بهرام کماندار تیرش را به سر، گوش و پای آهو زخمی کرد و این کارش باعث شد دل آزاده، دختری که به آهو علاقه داشت، بشکند.
هوش مصنوعی: بهرام دست خود را به سمت آن موجود برد و او را از زین (نشانه) خود به پایین انداخت تا به روی زمین بیفتد.
هوش مصنوعی: هیون (نوعی حیوان درنده) از روی زیبایی و چهرهٔ ماهچهره (که ممکن است اشاره به زن زیبا یا خاصی باشد) پریده و او را گرفته است، و در این حال دست و چنگ او را به خون آغشته میکند.
هوش مصنوعی: چنگزن، ای بیخرد، چرا به من حمله میکنی؟ چه نیازی به این کار داری؟
هوش مصنوعی: اگر تو درمانده و شکستناپذیر بودی، از این زخم ننگ و عیب برطرف میشدی و به من اقتدار و ارزش میبخشیدی.
هوش مصنوعی: وقتی او (بهرام گور) زیر پای حیوان (شکار) قرار گرفت و به دام افتاد، از آن momento به بعد، کنیزک (دختری که در شکار همراه او بود) دیگر با او درگیر نشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.