بخش ۱۸ - تاراج گنج اردشیر به دست مهرک نوشزاد و فرود تیر هشدار از بام دژ بر خوان شاه
به جهرم یکی مرد بد بدنژاد
کجا نام او مهرک نوشزاد
چو آگه شد از رفتن اردشیر
وزان ماندن او بران آبگیر
ز تنگی که بد اندر آن رزمگاه
ز بهر خورشها برو بسته راه
ز جهرم بیامد به ایوان شاه
ز هر سو بیاورد بیمر سپاه
همه گنج او را به تاراج داد
به لشکر بسی بدره و تاج داد
چو آگاهی آمد به شاه اردشیر
پراندیشه شد بر لب آبگیر
همی گفت ناساخته خانه را
چرا ساختم رزم بیگانه را
بزرگان لشکرش را پیش خواند
ز مهرک فراوان سخنها براند
چه بینید گفت ای سران سپاه
که ما را چنین تنگ شد دستگاه
چشیدم بسی تلخی روزگار
نبد رنج مهرک مرا در شمار
به آواز گفتند کای شهریار
مبیناد چشمت بد روزگار
چو مهرک بود دشمن اندر نهان
چرا جست باید به سختی جهان
تو داری بزرگی و گیهان تراست
همه بندگانیم و فرمان تراست
بفرمود تا خوان بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
به خوان بر نهادند چندی بره
به خوردن نهادند سر یکسره
چو نان را به خوردن گرفت اردشیر
همانگه بیامد یکی تیز تیر
نشست اندران پاک فربه بره
که تیر اندرو غرقه شد یکسره
بزرگان فرزانهٔ رزمساز
ز نان داشتند آن زمان دست باز
بدیدند نقشی بران تیز تیر
بخواند آنک بد زان بزرگان دبیر
ز غم هرکسی از جگر خون کشید
یکی از بره تیر بیرون کشید
نوشته بران تیر بر پهلوی
که ای شاه داننده گر بشنوی
چنین تیز تیر آمد از بام دژ
که از بخت کرمست آرام دژ
گر انداختیمی بر اردشیر
بروبر گذر یافتی پر تیر
نباید که چون او یکی شهریار
کند پست کرم اندرین روزگار
بران موبدان نامدار اردشیر
نوشته همی خواند آن چوب تیر
ز دژ تا بر او دو فرسنگ بود
دل مهتران زان سخن تنگ بود
همی هر کسی خواندند آفرین
ز دادار بر فر شاه زمین


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
مهرک نوشزاد اردشیر کرم
هوش مصنوعی: مهرک نوشزاد، مردی بد بدنژاد، از سفر اردشیر و وضعیت نامساعدش در میادین نبرد آگاه میشود و با سپاه خود به سوی ایوان شاه میرود تا گنج او را به تاراج ببرد. اردشیر از این اتفاق نگران شده و بزرگان لشکرش را جمع میکند تا دربارهٔ وضعیت بحث کنند. در میهمانی که برگزار میشود، ناگهان تیر تیز و مرگباری به سوی اردشیر پرتاب میشود و برهای که در حال خوردن است، هدف قرار میگیرد. تیری که از بام دژ پرتاب شده، حاوی پیامی است که به شاه هشدار میدهد که نباید در برابر دشمنان بیاحتیاط باشد، زیرا ممکن است دچار اوضاع سختتری شود. بزرگان از این واقعه تأثیر میپذیرند و بر عظمت و دادگری شاه آفرین میگویند.
هوش مصنوعی: در جهرم، مردی وجود دارد که نیکوخوی نیست و نامش مهرک نوشزاد است.
هوش مصنوعی: وقتی مهرک نوشزاد از رفتن اردشیر آگاه شد و فهمید او در کنار آبگیر مانده است،
هوش مصنوعی: در آن محل که جنگ و درگیری بود، راه به خاطر خورشید (و نور) مسدود شده بود.
هوش مصنوعی: مهرک نوشزاد از شهر جهرم به دربار شاه آمد و ارتشی بسیار از هر سو به همراه خود آورد.
هوش مصنوعی: همه ثروت اردشیر به غارت رفت و لشکر او را با مقدار زیادی زر و تاج پراکنده کرد.
هوش مصنوعی: وقتی خبر به شاه اردشیر رسید، او که پر از اندیشه و فکر بود، بر لبهٔ آبگیر ایستاد.
هوش مصنوعی: اردشیر با خود میگوید: «چرا باید به فکر ساختن خانه و کاشانه بیفتم، در حالی که درگیر جنگ با بیگانگان هستم؟
هوش مصنوعی: او بزرگان لشکر خود را به پیش خواند و دربارهٔ مهرک (نوشزاد) سخنان زیادی گفت.
هوش مصنوعی: او به سران سپاه میگوید: شما چه میبینید که وضعیت و موقعیت ما اینقدر دشوار و محدود شده است؟
هوش مصنوعی: تجربههای تلخ و سختیهای زندگی را زیاد احساس کردهام، اما رنج و زحمات مهرک برای من همچنان در نظر نیست و اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: به او گفتند، ای پادشاه، به این حرفها توجه نکن و چشمت به بدبختیهای روزگار نیفتد.
هوش مصنوعی: چون مهرک (دشمن) در خفا و به شکل نهان قرار دارد، چرا باید جهان را با سختی جستجو کرد؟
هوش مصنوعی: تو بزرگ و دارای مقام والایی هستی و همۀ ما بندگان تو هستیم و تحت فرمان تو قرار داریم.
هوش مصنوعی: فرمان دادند تا سفرهای آماده کنند و باید شراب و جامهای پر از آن و نوازندگان را دعوت کنند.
هوش مصنوعی: در سفره، چند بره را آماده کردند و به خوردن گذاشتند؛ بهطور کامل و سرسری.
هوش مصنوعی: در همان لحظه که اردشیر نان را به خوردن آغاز کرد، تیر تیزی به سوی او پرتاب شد.
هوش مصنوعی: در آنجا، برهای چاق و سالم نشسته بود که تیر بهطور کامل او را زیر آب کرد.
هوش مصنوعی: بزرگان عاقل و جنگنده در آن زمان از خوردن غذا بیمحابا و راحت بودند.
هوش مصنوعی: آنها دیدند که یک نقش بر روی تیر تیز است، و آن نقش عبارت است از نام و نشانی که آن دبیر (نویسنده) از بزرگان بر روی تیر نوشته است.
هوش مصنوعی: هر فردی به خاطر غم خود، از دلش خون میریزد و یکی از تیرها را از بالای دژ بیرون میآورد.
هوش مصنوعی: تیر، بر پهلوی کسی نوشته شده که ای شاه، اگر بشنوی، دانا هستی.
هوش مصنوعی: تیر با چنین سرعتی از بام دژ پرتاب شد که آرامش دژ به خاطر بخت نیک اردشیر تحت تأثیر قرار گرفت.
هوش مصنوعی: اگر بر اردشیر تیر بیفکنیم، بهراحتی به او میرسد و او از تیرها رنج میکشد.
هوش مصنوعی: نباید مانند او (اردشیر) که یک پادشاه است، کرم و لطف را در این زمان از دست بدهد و به پستفطرتی دچار شود.
هوش مصنوعی: موبدان معروف اردشیر بر اثر نوشتهای که بر روی چوب تیری وجود داشت، آن را خواندند.
هوش مصنوعی: از دژ تا جایی که اردشیر قرار داشت، دو فرسنگ فاصله بود و به همین خاطر دل بزرگان و رهبران از شنیدن آن سخن پرتنش و نگران بود.
هوش مصنوعی: همه افراد او را ستایش کردند و بر او و بر فر (خیر) پادشاه زمین درود فرستادند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.