بخش ۳ - چارهٔ موبد در رهانیدن ماهروی از کشتن، بریدن خایه و سپردن حقهٔ زینهار به اردشیر
به دل گفت موبد که بد روزگار
که فرمان چنین آمد از شهریار
همه مرگ راییم برنا و پیر
ندارد پسر شهریار اردشیر
گر او بیعدد سالیان بشمرد
به دشمن رسد تخت چون بگذرد
همان به کزین کار ناسودمند
به مردی یکی کار سازم بلند
ز کشتن رهانم مر این ماه را
مگر زین پشیمان کنم شاه را
هرانگه کزو بچه گردد جدا
به جای آرم این گفتهٔ پادشا
نه کاریست کز دل همی بگذرد
خردمند باشم به از بیخرد
بیاراست جایی به ایوان خویش
که دارد ورا چون تن و جان خویش
به زن گفت اگر هیچ باد هوا
ببیند ورا من ندارم روا
پس اندیشه کرد آنک دشمن بسیست
گمان بد و نیک با هرکسیست
یکی چاره سازم که بدگوی من
نراند به زشت آب در جوی من
به خانه شد و خایه ببرید پست
برو داغ و دارو نهاد و ببست
به خایه نمک بر پراگند زود
به حقه در آگند بر سان دود
هماندر زمان حقه را مهر کرد
بیامد خروشان و رخساره زرد
چو آمد به نزدیک تخت بلند
همان حقه بنهاد با مهر و بند
چنین گفت با شاه کین زینهار
سپارد به گنجور خود شهریار
نوشته بر آن حقه تاریخ آن
پدیدار کرده بن و بیخ آن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
اردشیر
هوش مصنوعی: موبد در برابر فرمان پادشاه برای کشتن ماهرو، نگران میشود و تصمیم میگیرد او را نجات دهد. او به دقت برنامهریزی میکند تا پادشاه را از اقدامش بازدارد، و به این ترتیب، نقشهای میکشد تا به طریقی نامناسب بودن این کار را به پادشاه نشان دهد. موبد در یک اقدام غیرمنتظره به خود آسیب میزند و نشانهای از پشیمانی به پادشاه ارائه میکند. او حقهای از این رویداد طراحی میکند و آن را به نام به خزانه میسپارد تا تاریخ نگاری شود و نیکوئی عمل خود را ثبت کند.
هوش مصنوعی: موبد در دلش به این وضعیت سخت و بدی که پیش آمده فکر میکند و از اینکه چنین دستوری از شهریار صادر شده، ناراحت است.
هوش مصنوعی: همه ما، چه جوان و چه پیر، به مرگ دچار هستیم و پسر شهریار اردشیر هم از این قاعده مستثنی نیست.
هوش مصنوعی: اگر او (اردشیر) چندین سال را بدون شمارش بگذارد، وقتی که (سمت دشمن) برود، تاج و تخت (پادشاهی) او هم از دست خواهد رفت.
هوش مصنوعی: من بهتر است که از این کار بیفایده دوری کنم و به خاطر مردانگی، کاری بزرگ و مفید انجام دهم.
من این زیبا روی را از مرگ نجات میدهم، شاید توانستم شاه را پشیمان کنم.
هوش مصنوعی: هر زمان که فرزند کسی متولد شود، به جای او این گفتهٔ پادشاه را باید قرار دهم.
هوش مصنوعی: خردمند نمیتواند به راحتی از دل بگذرد و برای او هر کاری بیمغز بهتر از این نیست که بیخیالی باشد.
هوش مصنوعی: اردشیر مکانی را به زیبایی آراسته است، زیرا او این زن را مانند جان و تن خویش دوست دارد و به او اهمیت میدهد.
هوش مصنوعی: به زن گفت که اگر حتی کوچکترین خطر یا نشانهای از ناپسندی را ببیند، من نمیتوانم او را ترک کنم یا از او دست بکشم.
هوش مصنوعی: پس موبد اندیشید که دشمنان زیاد هستند و انسانها در نظر دیگران میتوانند هم بد و هم خوب به نظر بیایند.
هوش مصنوعی: من تدبیری میاندیشم که بدگویان نتوانند در باره من بد بگویند و آبرویم را در میان مردم نبرند.
هوش مصنوعی: به خانه رفت و خایه را برید و پس از آن داغ و دارو را تهیه کرده و آنها را بست.
هوش مصنوعی: موبد برای جلوگیری از کشتن ماهرو، سریعاً نمک را بر زخم خایه میپاشد و آن را با حقه (شیء مخصوصی) به گونهای که دود گروهی از بخار برمیخیزد، میپوشاند.
هوش مصنوعی: در همان زمان، حقه را با مهر و علامت مشخص کرد و به سوی اردشیر آمد، در حالی که چهرهاش متغیر و رنگش زرد بود.
هوش مصنوعی: وقتی به نزد تخت بلند رسید، همان حقه را با مهر و پیمان گذاشت.
هوش مصنوعی: او (موبد) به شاه گفت که این زینهار (حقهٔ نجات) را به گنجور (محافظ) خود، یعنی همان شهریار (اردشیر)، بسپارد.
هوش مصنوعی: حقه (چیز کوچکی که نوشته و به عنوان نشانه استفاده میشود) بر روی آن، تاریخ و نسب آن را نشان داده و ریشه و اصل آن را مشخص کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.