یکی از ردان نامش آزادسرو
ز درگاه کسری بیامد به مرو
بیامد همه گرد مرو او بجست
یکی موبدی دید بازند و است
همی کودکان را بیاموخت زند
به تندی و خشم و ببانگ بلند
یکی کودکی مهتر ایدر برش
پژوهنده زند وا ستا سرش
همیخواندندیش بوزرجمهر
نهاده بران دفتر از مهر چهر
عنانرا بپیچید موبد ز راه
بیامد بپرسید زو خواب شاه
نویسنده گفت این نه کارمنست
زهر دانشی زند یارمنست
ز موبد چو بشنید بوزرجمهر
بدو داد گوش و بر افروخت چهر
باستاد گفت این شکارمنست
گزاریدن خواب کارمنست
یکی بانگ برزد برو مرد است
که تو دفتر خویش کردی درست
فرستاده گفت ای خردمند مرد
مگر داند او گرد دانا مگرد
غمی شد ز بوزرجمهر اوستاد
بگوی آنچ داری بدو گفت یاد
نگویم من این گفت جز پیش شاه
بدانگه که بنشاندم پیش گاه
بدادش فرستاده اسب و درم
دگر هرچ بایستش از بیش و کم
برفتند هر دو برابر ز مرو
خرامان چو زیر گل اندر تذرو
چنان هم گرازان و گویان ز شاه
ز فرمان وز فر وز تاج و گاه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
آزادسرو بوزرجمهر کسری
هوش مصنوعی: یک نفر از افرادی که با نیکی و خوبی شناخته میشوند، به نام آزادسرو، از دربار کسری (شاهی معروف) به شهر مرو آمد.
هوش مصنوعی: همه به دور او جمع شدند و او دنبال یک موبد میگشت که دوباره او را پیدا کند.
هوش مصنوعی: او به شدت و با صدای بلند، به آموزش کودکان میپرداخت.
هوش مصنوعی: یک کودک بزرگتر اینجا ایستاده است و به او توجه میکند. سرش را بالا نگه داشته است.
او را بوذرجمهر می خواندند و رویش را با مهر بر آن دفتر نهاده بود .
هوش مصنوعی: موبد، در حالی که ریسمان یابو را به دست گرفته بود، از مسیر منحرف شد و به سمت خواب شاه رفت تا از او بپرسد.
هوش مصنوعی: نویسنده میگوید که این اثر از آن من نیست، بلکه حاصل دانشی است که از دوست من به دست آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی موبد بوزرجمهر را دید، به او گوش داد و چهرهاش روشن شد.
هوش مصنوعی: با استاد گفت: این شکار من است و دراز کشیدن در خواب، کار من است.
هوش مصنوعی: یک نفر فریاد زد که مرد واقعی کسی است که حساب کارهای خود را به درستی انجام داده و پاکسازی کرده است.
هوش مصنوعی: فرستاده به مرد خردمند گفت: آیا او میتواند دانایی را بشناسد؟ به دور داناها نگرد.
هوش مصنوعی: غم و اندوهی از بوزرجمهر، استاد، بوجود آمد. بگویید هر چه را که در دل دارید، به او بگویید و یاد او را زنده کنید.
هوش مصنوعی: نگو که من این سخن را برای کسی دیگر بیان میکنم، بلکه فقط در برابر سلطانی میگویم که آن را با توجه به اهمیتش به او انتقال دادهام.
هوش مصنوعی: به او پیام آور فرستاد و از خیر و شر هر چیزی که نیاز داشت، فراهم کرد.
هوش مصنوعی: هر دو به سمت مرو رفتند و مانند گلی که در دشت میروید با آرامش و زیبایی حرکت کردند.
هوش مصنوعی: گرازها و گویندگان بهگونهای هستند که از فرمان شاه و نیز از درخشش تاج و مقامهای سلطنتی تبعیت میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.