گنجور

 
فتحعلی‌شاه

من چون روم آه زاین تازه منزل

یک پای بر ره یک پای بر گل

در عین حرمان زامید وصلشش

چشمم به راه است جانم به منزل

اشکم رود پیش من می‌روم خوش

افتان و خیزان دنبال محمل

رفتم ز کویش از جور اغیار

دردا که مانده است آن عقده در دل

خاقان به راهش جان داد آسان

دوری ز کویش امری‌ست مشکل

 
 
نسکبان اندروید
مجد همگر

جاءالشتاء و مل الدجی ظل

بالحب و الراح این التوسل

در خز به خرگه بامنقل و مل

این نکته یاد آر کالبرد یقبل

برف است ریزان در پای گلبن

[...]

بیدل دهلوی

سنگی چو گوهر، بستیم بر دل

از صبر دیدیم در بحر ساحل

رحمت گشوده‌ست آغوش حاجات

درهاست اینجا مشتاق سایل

چون شمع ما را با عجز نازیست

[...]

مشتاق اصفهانی

جمعند خوبان چون دسته گل

وز ناله عاشق تنها چو بلبل

بردند از دل آن زلف و کاکل

تاب و توان و صبر و تحمل

بر خرمن ما حسرت زد آتش

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مشتاق اصفهانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه