گنجور

 
فتحعلی‌شاه

عشق آن نرگس فتان به دل زار من است

فتنه‌انگیزی او از پی آزار من است

زاین طبیبان مطلب چاره بیماری دل

چشم بیمار طبیب دل بیمار من است

اندر این غم که نگه سوی رقیبان داری

نگه گوشه چشم تو نگهدار من است

زاهدا منع چرا می‌کنی از عشق مرا

عشق‌بازی بتان در دو جهان کار من است

پر ز خون جگرم جام و خدایا یک جا

جام سرشار به دست بت سرشار من است

می‌کند لات به من سجده و عزی تعظیم

چون خم زلف تو در بتکده زنار من است

روید از هجر تو بر دامن خاقان لاله

که نمش از جگر و دیده خون‌بار من است

 
 
نسکبان اندروید
حافظ

لعلِ سیرابِ به‌خون‌تشنه‌، لب یار من است

وز پی دیدنِ او دادنِ جان کار من است

شرم از آن چشمِ سیه بادش و مژگان دراز

هر که دل بردنِ او دید و در انکارِ من است

ساروان رَخت به دروازه مَبَر‌، کان سرِ کو

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

در سراپردهٔ جان خانهٔ دلدار من است

گوشهٔ دیدهٔ من خلوت آن یار من است

تا که از نور جمالش نظرم روشن شد

هر کرا هست نظر عاشق دیدار من است

هر کجا ناله ای از غیب به گوش تو رسد

[...]

کلیم

محتسب بر حذر از مستی سرشار من است

سنگ بگریزد از آن شیشه که در بار من است

آسمان مشتری جنس هنرها گردید

که دکان سوختنم گرمی بازار من است

از دهن غنچه صفت دست اگر بردارم

[...]

صائب

سیل درماندهٔ کوتاهی دیوار من است

بی سرانجامی من خانه نگهدار من است

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
آذر بیگدلی

غیر، بیهوده، پی یار وفادار من است

نشود یار کسی اگر یار من است

شب به گوشت چو رسد نالهٔ مرغان اسیر

نالهٔ بی‌اثر از مرغ گرفتار من است

از غمش مردم و، گر شکوه کنم شرمم باد؛

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه