گنجور

 
فتحعلی‌شاه

از رشک گل رخ تو ای یار

در سینه گل خلیده صد خار

آیینه چرخ در فراقت

از دود دلم گرفته زنگار

دیگر نرود به خواب غفلت

از جام تو هر که رفت هشیار

از حسرت روی آن گل‌اندام

از دیده روان سرشک گلنار

در گردن جان پارسایان

از زلف تو عشق بسته زنار

در عهد تو بی‌وفا وفا شد

جنسی که نباشدش خریدار

در دور تو مشتری ندارد

صد یوسف اگر رود به بازار

زآن روی چو روز و زلف چو شب

روزم سیه است چون شب تار

روزان و شبان به کنج محنت

بر طالع خویش و عهد دلدار

گه خنده زنم چو برق نیسان

گه گریه کنم چو ابر آذار

خاقان شب و روز تلخ‌کام است

از حسرت آن لب شکربار

 
 
نسکبان اندروید
لبیبی

فدای آن قد و زلفش که گویی

فرو هشته است از شمشاد شمشار

آن طره مشکریز دلدار

کرده است مرا به غم گرفتار

انوری

گر بنده به خدمتت نیامد

زو منت بی شمار می‌دار

ور یک دو سه روز کرد تقصیر

در خدمت تو عبث مپندار

زیرا که تو کعبه جلالی

[...]

عمادی شهریاری

ای نرگس تو طبیب و بیمار

وای لاله تو امین و طرار

بیمار و طبیب تو جهانگیر

طرار و امین تو جهاندار

در پایه دلبری سبک‌روح

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عمادی شهریاری
عطار

بردار صراحیی ز خمار

بربند به روی خرقه زنار

با دردکشان دردپیشه

بنشین و دمی مباش هشیار

یا پیش هوا به سجده درشو

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه