گنجور

 
فتحعلی‌شاه

مرا بی‌تو به عالم جان نباشد

دلم را طاقت هجران نباشد

به دردی کرده‌‎ام خو ای عزیزان

که هیچش در جهان درمان نباشد

سرم را همچو گو جانان به زلفت

توانی زد اگر چوگان نباشد

نمی‌بینم به عالم دیده‌ای را

که از هجران تو گریان نباشد

بیا منزل میان جان و دل کن

مرا رازی ز تو پنهان نباشد

گریزد هر زمان از من به جایی

دلی دارم که در فرمان نباشد

ز هجرت سینه چاکم وقت یاری‌ست

تو را یاری به جز خاقان نباشد

 
 
نسکبان اندروید
عطار

چو سیر گوی بی چوگان نباشد

گناه از گوی سرگردان نباشد

مشاهدهٔ ۱۰ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
سعدی

توان نان خورد اگر دندان نباشد

مصیبت آن بود که نان نباشد

امیرخسرو دهلوی

دل ما را شکیب از جان نباشد

ور از جان باشد، از جانان نباشد

مرا دشوار ازو باشد صبوری

ز جانان دل صبور آسان نباشد

نباشد ناله عیب از دردمندی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
ابن یمین

چه خوش بزمی که جز جانان نباشد

درین محرم بغیر از جان نباشد

سلمان ساوجی

دو درج لعل کان در کان نباشد

دو عقد دُر که در عمان نباشد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه