گنجور

 
فتحعلی‌شاه

ای بر سر جمله دلبران تاج

ای داده به پسته‌ات شکر باج

روی تو که هست چون گل تر

زلف تو که هست چون شب داج

گل‌های چمن نموده غارت

صحرای ختن نموده تاراج

ای قبله حاجت دو عالم

آن کیست که نیست بر تو محتاج

بر هر هدفی خطاست تیرت

چون سینهٔ من توراست آماج

خط تو دمیده چون شب قدر

حسن تو نهاده پا به معراج

اندر عقبش روان دل و جان

خاقان چو به رایت تو افواج

 
 
نسکبان اندروید
نظامی

بازی که نشد به خورد محتاج

رغبت نکند به هیچ دراج

کمال‌الدین اسماعیل

ای لطف تو در تن هنرجان

وی لفظ تو بر سر فلک تاج

از بهر قبول خویش کرده

جان لطف تو در ضمیر ادراج

روشن ز حدیث تو خرد را

[...]

جامی

ای خاک ره تو عرش را تاج

یک پایه ز قدر توست معراج

تو در یتیمی و تو را جای

برتر ز همه چو درة التاج

فخر تو به فقر و تاجداران

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه