قامت موزون تو قد صنوبر شکست
خندهٔ شیرین تو قیمت شکّر شکست
ماه قصبپوش من طرفه کله برنداشت
زلف سمنسای او غالیهٔ تر شکست
طره پرچین او بوی ز سنبل ببرد
کاکل مشکین او رونق عنبر شکست
از می ساقی مست بوته نمودم بسی
باز از آن لب مرا توبهٔ دیگر شکست
چون به غضب برنشست آن شه خوبان به تخت
افسر خاقان گرفت بر سر قیصر شکست
چاک نگردد چه سان سینه که آن ترکچشم
از مژه در وی بسی دشنه و خنجر شکست
ساقی بیرحم چون دور به خاقان رسید
هم می پیمانه ریخت هم خم و ساغر شکست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوش لب لعل تو قیمت شکر شکست
چین سر زلف تو رونق عنبر شکست
نوبت خوبی بزن هین که سپاه خطت
کشور دیگر گشاد لشکر دیگر شکست
نسخهٔ زلف تو برد آنکه بر اطراف صبح
[...]
چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست
رونق کافور شد قیمت گوهر شکست
بر مه تابان او ابروی همچون هلال
پرده مانی درید خامه آذر شکست
تا بشکر خنده کرد لعل لبش درفشان
[...]
سرو گل اندام من طرف کله برشکست
کاکل او بر سمن غالیه تر شکست
نافه گشا شد نسیم از گره زلف او
رونق سنبل ببرد قیمت عنبر شکست
بررخ پر گردم اشک از دل آزرده رفت
[...]
خط تو چون بردمید رونق عنبر شکست
سرو تو چون قد کشید قدر صنوبر شکست
طره پرچین چرا مالش گوش تو داد
نسترنت از چه رو برگ گل تر شکست
آه که تا دم زدم سنبل مشکین او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.