بکش تیغ و بکش زارم مکن پروا تو ای دلبر
نخواهد خونبهایم از تو کس در عرصه محشر
روی چون از بر من میرود جان من ای جانان
چه سود از عمر بیپایان نباشی چون توام در بر
چه باک از کشتنم باشد به دست شوخ بیباکی
حیات است این که آمد از برای کشتنم بر سر
تمام عمر خود را صرف کردم از پی وصلش
خوش آن روزی که آن دلبر درآید ناگهم از در
شبی خواهم به سر بردن به کوی آن پری خاقان
که در کویش دمی بودن ز عمر جاودان بهتر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگارینا، شنیدهستم که گاهِ محنت و راحت
سه پیراهن سَلَب بودهست یوسف را به عمر اندر
یکی از کید شد پر خون، دُوُم شد چاک از تهمت
سِوُم یعقوب را از بوش روشن گشت چشمِ تر
رُخم مانَد بدان اوّل، دلم مانَد بدان ثانی
[...]
گه آن آراسته زلفش زره گردد گهی چنبر
گه آن پیراسته جعدش ببارد مشگ و گه عنبر
رخی چون نو شکفته گل ، همه گلبن برنگ مل
همه شمشاد پر سنبل ، همه بیجاده پر شکر
برو از نیکوئی معنی ، بغمز از جادوئی دعوی
[...]
کهی چون طور سینا بود ازو آویخته ثعبان
ز پشت او درخشنده کف موسی پیغمبر
به پشت ژندهپیلان برنشسته ناوکاندازان
چو عفریتان آتشبار بر کوه گران پیکر
عروس ماه نوروزی چه کرد آن دانۀ گوهر؟
که نورش ماه تابان بود و سعدش زهرۀ ازهر
هزاران صورت رنگین نگاریده برو مانی
هزاران پیکر طبعی بر آورده از و آزر
بر آن هر صورتی رخشان ، زمشک لعلگون صدره
[...]
اگر بتگر چنو داند نگاریدن یکی پیکر
روا باشد اگر دعوی خلاقی کند بتگر
نه چون او پیکری آید نه حورالعین چنو زاید
نه گر باشد پری شاید چنو هرگز پری پیکر
بدو رخ چون شکفته گل بدو لب چون فشرده مل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.