گنجور

 
عراقی

نیست کاری به آنم و اینم

صنع پروردگار می‌بینم

حیرتم غالب است و دل واله

نیست پروای عقل، یا دینم

سخنی کز تو بشنود گوشم

خوشتر آید ز جان شیرینم

در جهان، گر دل از تو بردارم

خود که بینم؟ که بر تو بگزینم؟

کرمی کن، گرم نخواهی کشت

هم بدان ساعدان سیمینم

در جهان غیر عشق نپرستم

عشق‌بازی است رسم و آیینم

با عراقی، که عاجز غم توست

خرده‌گیری مکن، که مسکینم

 
 
نسکبان اندروید
مسعود سعد سلمان

من به خانه چرا نه بنشینم

توبه با صلاح بگزینم

عمادی شهریاری

پار در عید بخششم کردی

زآن خود امسال اثر نمی‌بینم

این همان موسم همایون است

من همان قلتبان پارینم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه