گنجور

 
عمادی شهریاری

محیط کفا ابر سروران به هر موضع

به یاد نامه تو گردنی برافرازم

اگر ز آب رضای تو بی‌نصیب شوم

ز تاب آتش دل شمع‌وار بگدازم

به روی عادت میخواستم که چون شعرا

به رسم تهنیت عید مدحتی سازم

ز شرم آن که سزای تو نیست این مدحت

چو جمله برخوانم دیده بر تو اندازم

گرم قبول بود دیده را به شکرانه

زنم ز شادی لبیک و روح دربازم

 
 
نسکبان اندروید
همام تبریزی

کجا روم که کمند تو می‌کشد بازم

ضرورت است که با دیگری نمی‌سازم

چه می‌کنم به هوای دگر که مرغ توام

بدین طرف به طرب جان خویش در بازم

کبوتری که ز شهر تو نامه‌ای آرد

[...]

حکیم نزاری

به زخمِ تیرِ ملامت سپر نیندازم

ز رویِ بازی منگر که عشق می بازم

به غیرِ خانه بر انداز هر بنا که نهم

به هرزه بر گذرِ سیل خانه می سازم

خوش است خانه ی ابرو و تختِ پیشانی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
حافظ

نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم

به مویه‌هایِ غریبانه، قِصه پردازم

به یادِ یار و دیار آنچنان بِگِریَم زار

که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم

من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب

[...]

فیض کاشانی

نماز شام غریبان چو گریه آغازم

به مویه‏‌های غریبانه قصه پردازم

به یاد مهدی هادی چنان بگریم زار

که راه و رسم فراق از جهان براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
واعظ قزوینی

چو تار چنگ کند گوشمال غم سازم

چو مرغ رنگ بتنگست بال پروازم

رسید ضعف بجایی که نارساست اگر

کنند کوک بساز خموشی آوازم

ز بس جهان شده خالی ز دوستان صدیق

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه