گنجور

 
عمادی شهریاری

شاها سعادت ابدی سوی من شتافت

تا سوی درگه تو به خدمت شتافتم

اقبال در رکاب من آمد عنان زنان

تا من عنان به خدمت صدر تو یافتم

بودم نهان چو ذره ز خورشید جود تو

چون مشتری ز آفتاب سعادت بتافتم

 
 
نسکبان اندروید
انوری

شعری بسان دیبهٔ زربفت بافتم

وانگه به سوی صدر مجیری شتافتم

عیب من اینکه نیستم از شعری سپهر

ورنه به فضل موی معانی شکافتم

گر پرسدم کسی که ز جودش چه یافتی

[...]

ابن یمین

سلطان تاجبخش مرا پیش تخت خواند

بر امتثال حکم بناچار تافتم

تا زر زنم بمدحت او بوته ضمیر

صد ره بتاب آتش اندیشه تافتم

وز بهر ارمغانی او دیبه ثنا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه