گنجور

 
عمادی شهریاری

حاصل روزگار جز غم نیست

زآن که بنیاد عمر محکم نیست

داد بیرون عالم است مگر

زآن که باری درون عالم نیست

غلطی گر گمان بری که تو را

زیر سوری هزار ماتم نیست

اژدهایی‌ است غم که از دم او

در جهان هیچ کس مسلم نیست

نوشداروی روزگار مخور

که در آن هیچ چیز مرهم نیست

بهره آدمی است این همه غم

خرم آن کز نژاد آدم نیست

 
 
نسکبان اندروید
عمادی شهریاری

آدمی را امید راحت و بیم

کمتر از یک نفس بود هم نیست

غلطی گر گمان بری که تو را

زیر سوری هزار ماتم نیست

خاقانی

در جهان هیچ سینه بی‌غم نیست

غمگساری ز کیمیا کم نیست

خستگی‌های سینه را نونو

خاک پر کن که جای مرهم نیست

دم سرد از دهان برِ آهِ جگر

[...]

عراقی

ساقی، ار جام می، دمادم نیست

جان فدای تو، دردیی کم نیست

من که در میکده کم از خاکم

جرعه‌ای هم مرا مسلم نیست

جرعه‌ای ده، مرا ز غم برهان

[...]

مجد همگر

غم عشق تو یکدمم کم نیست

مونسم بی رخ تو جز غم نیست

در تو یک جو وفا نماند و هنوز

عشق تو ز آنچه بد جوی کم نیست

در جهان تا غم تو پای نهاد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مجد همگر
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه