گنجور

 
بلند اقبال

با سر زلف تودارم کارها

با دلم از بس کندازارها

من سر زلف تو گیرم تا شود

بر دلم آسان همه دشوارها

بوئی از زلف تو باد آورد و ریخت

خاک حسرت بر سر عطارها

چشم و بینی تو و ابروی تو

فاش بر من کرده اند اسرارها

آنچه من بینم به زیر زلف تو

چشم کس کی دیده در گلزارها

سر بزن از زلف رهزن دلبرا

وز دلم بردار درد وبارها

نیست جز حرف بلند اقبال تو

صحبتی در کوچه وبازارها

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
سنایی

ای ز عشقت روح را آزارها

بر در تو عشق را بازارها

ای ز شکر منت دیدار تو

دیده را بر گردن دل بارها

فتنه را در عالم آشوب و شور

[...]

مولانا

ای بگفته در دلم اسرارها

وی برای بنده پخته کارها

ای خیالت غمگسار سینه‌ها

ای جمالت رونق گلزارها

ای عطای دست شادی بخش تو

[...]

مشاهدهٔ ۱۳ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
جهان ملک خاتون

صبر می باید دلا در کارها

با تو گفتم این حکایت بارها

در ره عشق و بیابان فراق

صبر می‌باید تو را خروارها

بس گنه دارم ز کردارم مپرس

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه