عبرت انجمن جاییست مأمنی که من دارم
غیر من کجا دارد مسکنی که من دارم
در بهار آگاهی ناز خودفروشی نیست
رنگ و بو فراموش است گلشنی که من دارم
موج گوهرم عمریست آرمیده میتازد
رنج پا نمیخواهد رفتنی که من دارم
منت کفن ننگ است بر شهید استغنا
غیرت شرر دارد مردنی که من دارم
خامشی ز هیچ آهنگ زیر و بم نمیچیند
نا شنیده تحسینیستگفتنیکه من دارم
وضع مشرب مجنون فاشتر ز رسواییست
در بغل نمیگنجد دامنی که من دارم
دار و ریسمان اینجا تا به حشر در کار است
شمع بزم منصوریستگردنیکه من دارم
آه درد نومیدی بر که بایدم خواندن
داشت هرکه را دیدم شیونیکه من دارم
پیش ناوک تقدیر جستم از فلک تدبیر
گفت دیدهای آخر جو شنی که من دارم
چرب و نرمی حرفم حیلهکار افسون نیست
خشک میدود بر آب روغنی که من دارم
حرف عالم اسرار بر ادب حوالت کن
دم زدن خس و خار است گلخنی که من دارم
غور معنیام دشوار، فهم مطلبم مشکل
بیدل از زبان اوست این منیکه من دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساس عمیق تنهایی و خودآگاهی میپردازد و میگوید که مأمن و مسکنش منحصر به فرد است و در آن جز خود او جایی وجود ندارد. او به زیبایی بهار و گلشنی اشاره میکند که در واقع آنچه او دارد با رنگ و بوی ظاهری ناچیزتر از آن است. با مقایسهای از وضعیت خود با مشرب مجنون، نشان میدهد که خویشکاری و پایبندی او به اصولش عمیقتر از رونق ظاهری است. شاعر بر این باور است که درد و نومیدی او منحصر به فرد است و هیچکس به درستی عمق آن را درک نمیکند. در نهایت، او ضمن بیان سختیهای درک معانی عمیق زندگی، تأکید میکند که این درد و زیست او مخصوص و ویژه است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مکان و جایگاه من در جمع و انجمن، تنها محلی است که من احساس امنیت و آرامش میکنم. هیچکس دیگری مثل من نمیتواند چنین مکانی را تجربه کند.
هوش مصنوعی: در فصل بهار، آگاهی و زیبایی به راحتی در دسترس هستند و نیازی به خودنمایی نیست. در اینجا، زیبایی و عطر گلها به یاد نمیآید، چون من به باغی خاص و دلنشین تعلق دارم.
هوش مصنوعی: سالهاست که در حال استراحت هستم، اما غم و درد در وجودم میتازد و نمیخواهد برود، در حالی که من به آرامی با این شرایط زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: کفن گرفتن از دیگران برای شهید، باعث سرافکندگی است. مردی که دارای غیرت است، نمیتواند به همتای خود افتخار نکند و به هیچ وجه این احساس اندوه و ننگ را نمیپذیرد.
هوش مصنوعی: سکوت هیچ گونه نغمهای را ایجاد نمیکند و تحسین نابی که در دلم دارم، از گوش شنیده نشده است.
هوش مصنوعی: وضع زندگی مجنون به اندازهای آشکار است که حتی در آغوش کسی نمیتواند جای بگیرد، چون دامن من خیلی بزرگتر از آن است.
هوش مصنوعی: در اینجا زندگی و سرنوشت تا آخرین روزها در جریان است و وجود من به نوعی مانند شمعی است که در محفل شادی میسوزد.
هوش مصنوعی: آه، چه اندوهی از ناامیدی دارم که باید برای آن فریاد بزنم، هر کسی را که دیدم، دردی مشابه درد خودم را تجربه کرده است.
هوش مصنوعی: در برابر تیر تقدیر، از تدبیر آسمان کمک خواستم و گفتم آیا به چشم خود دیدهای که من چه نوع موجودی هستم؟
هوش مصنوعی: حرفهای من شیرین و فریبنده نیستند، بلکه مانند روغنی که بر روی آب شناور است، به راحتی و سبکی حرکت میکنند.
هوش مصنوعی: بهتر است که به مطالب عمیق و علمی توجه کنیم و در مورد مسائل پیش پا افتاده صحبت نکنیم. برای من، محیطی که در آن قرار دارم، پر از زیبایی و ارزش است.
هوش مصنوعی: درک عمیق من سخت است و فهمیدن قصدم دشوار. از زبان خودم نمیتوانم به خوبی بیان کنم که این موجودیتی که من دارم، چیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.