میام به ساغر اگر خشک شد خمار ندارم
خزانگمست به باغیکه من بهار ندارم
هوس چه ریشه کند در زمین شرم دمیدن
چو تخم اشک عرق واری آبیار ندارم
محبت از دل افسردهام به پیش که نالد
قیامت است که من سنگم و شرار ندارم
به حیرتم چه کنم تحفهٔ نوید وصالش
نگه بضاعتم و غیر انتظار ندارم
به بحر عشق چه سازند زورق طاقت
کنارجو ست طلب ، لیک منکنار ندارم
کرم کنی اگرم قابل کرم نشناسی
که خاک تا نشوم شکر حقگذار ندارم
تو خواه سر خط گبرم نویس خواه مسلمان
نگینِ بیحِسَم ، از هیچ نقش عار ندارم
ز سحرکاری نیرنگ عشق دم نتوان زد
برون نجستهام از خلوتیکه بار ندارم
مگر کند غم نایابیام کدورتی انشا
سراغم از که طلب میکنی غبار ندارم
فتادهام به خم و پیچ عبرتیکه مپرسید
برون بحر شنا دارم اختیار ندارم
دگر میفکنم ای وهم در گمان تعین
که من اگر همه غیرم به غیر یار ندارم
حباب و کلفت اسباب بیدل این چه خیالست
بجز خمی که به دوش من است بار ندارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساس عمیق تنهایی و ناامیدی خود میپردازد. او از می و خمار اشتیاقش سخن میگوید، و به عدم وجود عشق و بهار در زندگیاش اشاره میکند. با تأکید بر اینکه هیچ چیز جز عشق و وصل محبوب برایش اهمیت ندارد، او در حسرت وصال و محبت، غم و نایاب بودن خود را ابراز میکند. شاعر خود را در حالتی از انزوای درونی میبیند که هیچ امیدی به تغییر حالش ندارد و از غیرت و عواطفش دور مانده است. در انتها، او از عدم قابلیت دیگران برای شناختن ارزشهای درونیاش سخن میگوید و احساس خالی بودن قلبش را نسبت به دنیا و مردم اطرافش بیان میکند.
هوش مصنوعی: من اگر در میخانه مشغول نوشیدن باشم و بادهام تمام شود، دیگر حالی ندارم. چون در باغی که من هستم، بهار و نشاطی نیست و فقط فصل خزان برقرار است.
هوش مصنوعی: هوس چه تأثیری میتواند در دل و جان ایجاد کندو هر زمان که افکار و احساسات درونی به راحتی به اوج میرسند، مانند دانهای که در خاک میافتد و رشد میکند. در این حالت، شرم و حیا همچون عرقی که از وجود ما میتراود، به سمت بیرون میآید، و من نمیتوانم این احساسات را کنترل کنم.
هوش مصنوعی: محبت من از دل غمگینم به جلو میآید، زیرا فریاد روز قیامت را میزند؛ من مانند سنگی هستم که شعلهای درونم نیست.
هوش مصنوعی: من در حیرتم که چه کنم با این هدیهای که خبر وصل محبوبم را به من داده است. امکاناتم محدود است و بیشتر از این انتظار ندارم.
هوش مصنوعی: در دریای عشق، قایقهایی وجود دارند که برای رسیدن به ساحل و آرامش تلاش میکنند، اما من هیچ ساحلی برای رسیدن ندارم و نمیتوانم به آرامش برسم.
هوش مصنوعی: اگر من را شایسته محبت و لطف خود نمیدانی، پس بدان که تا زمانی که به خاک نشستهام، نمیتوانم شکرگزار تو باشم.
هوش مصنوعی: هرچقدر که بخواهی میتوانی از من بخواهی که در نقش و نامهای مختلفی خود را معرفی کنم، چه با نام زرتشتی و چه با نام مسلمان. من هیچ گونه احساس عار و شرمساری از هر نقشی که به من داده شود ندارم.
هوش مصنوعی: از جادوگری و فریب عشق نمیتوانم خارج شوم، زیرا هنوز از تنهاییای که بر دوش دارم رهایی نیافتهام.
هوش مصنوعی: نگران نباش، حسرتی در دل ندارم که بخواهم از کسی کمکی بخواهم، زیرا دلی آشفته ندارم که به کسی رو کنم.
هوش مصنوعی: به تلهای افتادهام که در آن عبرتی نهفته است و نمیتوانی بپرسی چون من در عمق این دریا غرق شدهام و هیچ کنترلی بر وضعیت خود ندارم.
هوش مصنوعی: من دیگر به خیالات و تصورات خود پرداخته نمیکنم، زیرا اگرچه دیگران را نمیشناسم، اما تنها یارم را دارم.
هوش مصنوعی: حباب و چیزهای بیاهمیت دل بیدل(شاعر) این چه خیال مسخرهای است؛ غیر از باری که بر دوشم دارم، چیزی برای حمل و نقل ندارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
درین دیار چه مانم چو هیچ کار ندارم
مرا نمی شمرد آن مه از سکان در خود
برون روم چو درین شهر اعتبار ندارم
مصیبت است بغربت غم هجوم رقیبان
[...]
به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
ستاره سوخته ام چشم بر بهار ندارم
چو درد و داغ محبت درین قلمرو وحشت
بغیر گوشه دل هیچ جا قرار ندارم
گذشته است ز منصور پایه سخن من
[...]
به جیب چاک و به دل داغ هجر یار ندارم
چه سان به سیر روم روی لالهزار ندارم
لب هوس چه گشایم به آب چشمة حیوان!
اجازت از دم شمشیر آبدار ندارم
رسید دست و گریبان، بهار و سبزه برآمد
[...]
به شهربند تعلق دمی قرار ندارم
سر مصاحبت اهل این دیار ندارم
دماغ دیدن اغیار و جور یار ندارم
منم که با بد و نیک زمانه کار ندارم
مربی ام بود آب و هوای مملکت عشق
[...]
غبار در دل از آن خط مشکبار ندارم
ز بحر حسن تمنا به جز کنار ندارم
به مُهر نقطه ی خالم برات بوسه رقم کن
خطت رسیده دگر تاب انتظار ندارم
ز خط غبار بر آیینه بی سخن ننشیند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.