گنجور

 
بیدل دهلوی

نباشد بی‌ عصا امداد طاقت پیکر خم را

مدار کار فرمایی بر انگشت است خاتم را

به ارباب تلون صافدل کی مختلط‌ گردد

به‌ رنگ لاله و گل امتزاجی نیست شبنم را

کرم در کشت استغنا پر کاهی نمی‌ارزد

گدا گر نیستی تا چند گیری نام حاتم را

به تقلید آشنای نشئهٔ تحقیق نتوان شد

چه‌ امکان است سازد دلربایی زلف‌ پرچم‌ را

ز وصل مدعا سعی طلب‌ مأیوس می‌گردد

به بیکاری نشاند التیام زخم مرهم را

به پاس عصمتند از بس هواخواهان رنگ گل

چو بو از حجره‌های غنچه می‌رانند شبنم را

نمایان است حال رفتگان از خاک این وادی

ز نقش پا توان‌ کردن سراغ ساغر جم را

هجوم پیچ و تابی زین‌ گلستان دسته می‌بندم

به‌ دامن جای‌ گل‌ چون زلف‌ خوبان چیده‌ام خم‌ را

نشاط زندگی خواهی نم چشمی مهیا کن

همین‌ اشک است اگر هست آبیاری نخل ماتم را

گر از زنار وارستیم فکر سبحه پیش آمد

نفس مصروف چندین ریشه دارد تخم‌ آدم را

شرار وحشی‌ام اما درین حیرتسرا بیدل

ز نومیدی به‌ دوش سنگ دارم محمل رم را

 
 
نقالی نو: شاهنامهٔ انگلیسی
غزل شمارهٔ ۱۰۷ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
فرخی سیستانی

همی تا بر جهان فضلست فرزندان آدم را

چو بر هر چشمه ای، حیوان وبر هر چاه، زمزم را

همی تابرخزان باشد بهی نوروز خرم را

چو بر خلدی وبر کرباس دیبار او ملحم را

همیشه تابه گیتی شادیی از پی بود غم را

[...]

فضولی

زهی فیض وجود از پرتو ذات تو عالم را

کمال قدر تو برداشته از خاک آدم را

شب معراج تعظیم تو ثابت گشته بر انجم

بچرخ آورده ذوق پای بوست عرش اعظم را

رخت کرده شب معراج را از روز روشن تر

[...]

کلیم

شهید آن قد رعنا وصیت کرد همدم را

که بندد نیزه بالا در عزایش نخل ماتم را

اگر گویم که خاتم چون دهان اوست، از شادی

شود به زخم ناسورش علم سازد قد خم را

بدانی تا که شهد زندگانی نیست بی تلخی

[...]

صائب تبریزی

ز ارباب تجرد نیست بر دل بار عالم را

سبکروحی فزون از حمل عیسی گشت مریم را

بهشت جاودان خواهی، به دل خوردن قناعت کن

که حرص دانه در دام بلا انداخت آدم را

اگر از دست احسان مرهم دل ها نمی گردی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
واعظ قزوینی

ز پاس آشنایی، بهره نبود خلق عالم را

نمک خوردن، چو زخم از هم جدا سازد دو همدم را

به گرمیهای ظاهر، چشم دلسوزی مدار از کس

برای اهل ماتم، دل نسوزد شمع ماتم را

نباشد نقص دولت، یاری افتادگان کردن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه