گنجور

 
ناصر بجه‌ای

بیا ای قبله عشاق عالم

بیا ای فتنه اولاد آدم

بیا بر هم زن این هجر دلاویز

بیا بگشا ز هم این کار درهم

بیا ور نه ز سیلاب سرشکم

براندازم به یک دم هر دو عالم

بیا ور نه ز آه آتش افشان

به یک شعله بسوزم هفت طارم

از آن دم کز بر من دور گشتی

همی‌بارم ز دیده دم به دم دم

نه صبرم ماند و نه طاقت نه آرام

پریشان گشت یک سر کار و بارم

حریفم ناله است و همدمم آه

ندیمم مویه است و مونسم غم

 
 
نسکبان اندروید
باباطاهر

غمم غم بی و همراز دلم غم

غمم هم‌صحبت و همراز و همدم

غمت مهله که مو تنها نشینم

مریزا بارک الله مرحبا غم

سنایی

چو دانستم که گردنده‌ست عالم

نیاید مرد را بنیاد محکم

پس آن بهتر که ما در وی مقیمیم

شبان و روز با هم مست و خرم

مرا زان چه که چونان گفت ابلیس

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
انوری

مبارک باد و میمون باد و خرم

همایون خلعت سلطان عالم

بلی خود خلعت سلطان بهرحال

مبارک باشد و میمون و خرم

ترا بیرون ز تشریف شهنشاه

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه