گنجور

 
ناصر بجه‌ای

لب تو عمر جاودان ارزد

نی غلط رفت بیش از آن ارزد

از نسیمی که خیزد از کویت

شمه‌ای صدهزار جان ارزد

شکل نعل سمند میمونت

تاج زرین آسمان ارزد

ذره‌ای از غبار خاک درت

حاصل کان کن فکان ارزد

نزنم بی‌غم تو دم هرگز

که غمت عیش جاودان ارزد

ذوق دردی که عاشقان تو راست

همه آسایش جهان ارزد

ناصر از جان غلام عشق تو شد

مکنش رد که رایگان ارزد

گوش کن شعر او که هر حرفی

مایه گنج شایگان ارزد

 
 
نسکبان اندروید
انوری

درد تو صدهزار جان ارزد

گرد تو نور دیدگان ارزد

نه غمت را بها به جان بکنم

که برآنم که بیش از آن ارزد

گرچه بر من یزید عشق غمت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه