نیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار، ای پسر!
بی تو به سر نمیشود، زین همه کار، ای پسر!
صبح دمید و گل شکفت، از پی عیش، دم به دم
چنگ بساز، ای صنم! باده بیار، ای پسر!
تا که ازین خمار غم، خون جگر بود مرا
هین بشکن ز خونِ خُم، رنج خمار، ای پسر!
چند غم جهان خورم؟ چون نیَم اهل این جهان
باده بیار تا کنم، زود گذار، ای پسر!
من چو به تَرک نام و ننگ، از دلِ جان بگفتهام
چند به زهد خوانیم؟ دست بدار، ای پسر!
چون به شمار کس نیم، سر به هوا برآورم
تا نکَنندم از جهان، هیچ شمار، ای پسر
نیست مرا ز هیچ کس، هیبت نیم جو ز من
هست مرا یکی شده، منبر و دار، ای پسر!
جان فرید از نفاق، ننگ به نام خلق شد
پس تو ز شرح حال خود، ننگ مدار، ای پسر!


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از نبود محبوبش به شدت ناراضی و ناآرام است و میخواهد که با حضور او آرامش خود را باز یابد. او از زیباییهای زندگی، مانند شکفتن گلها در صبح، سخن میگوید و از محبوبش میخواهد تا با باده و ساز، غمها را فراموش کند. در ادامه، شاعر به بیمعنایی نگرانی از دنیا اشاره میکند و از زهد و نام و ننگ سخن میگوید، در حالی که میخواهد خود را از قید و بندهای اجتماعی رها سازد. او میگوید که نیازی به هیبت و توجه دیگران ندارد و در نهایت، به صبح و تداوم زندگی امید دارد، هرچند که به نفاق و افکار عمومی نیز اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من هیچ آرامش و قرار ندارم بدون تو، ای پسر! هیچ چیز نمیتواند بر من غلبه کند و به انجام برسد، جز وجود تو، ای پسر!
هوش مصنوعی: صبح فرا رسیده و گلها شکوفا شدهاند. برای لذت بردن از این حال، هر لحظه به نواختن چنگ بپرداز و ای محبوب، شراب بیاور.
هوش مصنوعی: من از غم و اندوه به حدی رنج میبرم که خون جگرم از آن جاری شده است. پس ای پسر، لیوان را بشکن و شراب را بیاور تا از این رنج و خستگی رها شوم.
هوش مصنوعی: چرا باید مدت زیادی به غمهای دنیا فکر کنم؟ از آنجا که من اهل این دنیا نیستم، باده بیاور تا زودتر بگذرانم، ای پسر!
هوش مصنوعی: من با ترک نام و ننگ، از دل و جان به این نتیجه رسیدهام که چند بار باید به زهد و پرهیزکاری پناه ببریم؟ به من بگو، ای پسر، که دیگر از این کارها دست بردار.
هوش مصنوعی: من در نظر کسی نیستم و ارزشی ندارم، بنابراین سرم را بالا میگیرم و میخواهم تا زمانی که مرا از این دنیا ببرند، به زندگی ادامه دهم، ای پسر.
هوش مصنوعی: من از هیچکس ترسی ندارم و هیبت نمیکشم، چون من خودم چیزی هستم که بهنوعی بین منبر و دار (محل اعدام) قرار دارد، پس ای پسر!
هوش مصنوعی: جان فرید (فرید، شخصیتی با کمالات) از نفاق و دوچهرگی پاک است و به خاطر نام و مقام دیگران شرمنده نمیشود. پس تو هم از بیان حال و وضعیت خودت شرم نکن، ای پسر!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.