از سر زلف دلکشت بوی به ما نمیرسد
بوی کجا به ما رسد چون به صبا نمیرسد
روز به شب نمیرسد تا ز خیال زلف تو
بر دل من ز چارسو خیل بلا نمیرسد
بوک دعای من شبی در سر زلف تو رسد
چون من دلشکسته را بیش دعا نمیرسد
میرسد از دو جزع تو تیر بلا به جان من
گرچه صواب نیست آن هیچ خطا نمیرسد
در عجبم که دست تو چون به همه جهان رسد
چیست سبب که یک نفس سوی وفا نمیرسد
خاک توییم لاجرم در ره عشق تو ز ما
گرد برآمد و ز تو بوی به ما نمیرسد
رحم کن ای مرا چو جان بر دل آنکه در رهت
مینرهد ز درد تو وز تو دوا نمیرسد
گرچه فرید فرد شد در طلب وصال تو
وصل تو کی بدو رسد چون به سزا نمیرسد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عدم دسترسی به بوی دلکش یار و نرسیدن آن به خود سخن میگوید. او به شدت تحت تأثیر زلف و زیبایی معشوق است و نگران است که دعاهایش به او نرسد، زیرا دلشکسته است و تنها در انتظار عشق میباشد. شاعر احساس میکند که تیر بلا از جانب معشوق به او اصابت میکند و هیچ امیدی به وفا و وصال ندارد. با تأکید بر اینکه در عشق به معشوق قرار دارد و به نوعی غلام عشق اوست، ابراز میکند که با وجود همهی دشواریها، آرزو دارد به وصال برسد، اما به نظر میرسد این آرزو دست نیافتنی است.
هوش مصنوعی: بوی خوش موی کسی که دلرباست، به ما نمیرسد. بویی که از آن مرزها میآید، نمیتواند به ما برسد؛ چرا که حتی به نسیم صبحگاهی (صبا) هم نمیرسد.
هوش مصنوعی: روز به شب نمیرسد، یعنی زمانی برای فراموشی زلف تو وجود ندارد، و از خیال تو در دل من، مشکلات و بلاها نمیتوانند از هر سو به من برسند.
هوش مصنوعی: خواستهام که دعا و آرزویم به زلف تو برسد، اما چون دلشکستهام، هیچ دعایی از من به جایی نمیرسد.
هوش مصنوعی: از دو درد و غم تو تیر بلا به جان من وارد میشود، هرچند که این عذاب درست و منطقی نیست، اما هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من شگفتزدهام که چگونه دستان تو به سرتاسر جهان میرسد، اما چرا به من حتی یک لحظه وفا نمیکند و به سوی من نمیآید؟
هوش مصنوعی: ما از خاک تو هستیم و به همین دلیل در مسیر عشق تو، گرد و غبار ملاقات با تو بر ما نشسته است، اما بویی از تو به ما نمیرسد.
هوش مصنوعی: ای خدا رحم کن بر من که مانند جانم، دلتنگ توام. کسی که در راه تو قدم برمیدارد از درد و رنج تو میلرزد و درمانی از سوی تو به او نمیرسد.
هوش مصنوعی: هرچند فرید (عطار) در جستجوی وصال تو بسیار کوشش کرد، اما او به وصالت نمیرسد؛ زیرا شایستگی و لایق بودن برای رسیدن به تو را ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
آه به درد عجز هم کوشش ما نمیرسد
آبلهگریه میکند اشک به پا نمیرسد
نغمهٔساز ما و من تفرقهٔ دل است و بس
تا دو دلش نمیکنی لب به صدا نمیرسد
چند به فرصت نفس غره ی ناز زیستن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.