دلم با دوست دایم در وصالست
فراق از وی مرا دیگر محالست
برو ای عقل رخت خویش بربند
که عشق از گفت و گویت در ملالست
سلاطین رااگر مال است مارا
گدائی درش مال و منالست
حجاب تو توئی آمد و گرنه
همه عالم جمالش را مثالست
به پیش عارف حق بین دو عالم
مر اسمای الهی را ظلالست
هرآنکو وحدت حق را ز کثرت
ببیند بی گمان صاحب کمالست
به پیش چشم تو روشن اسیری
همه عالم بنور ذوالجلالست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس عمیق خود نسبت به دوستی و عشق صحبت میکند و بیان میکند که فراق از معشوق برایش امکانپذیر نیست. او عقل را وادار میکند که از گفتگو درباره عشق کنار برود، زیرا این گفتگو او را دچار ملال و بیحالی میکند. شاعر همچنین به تحقیر لذات دنیوی سلاطین میپردازد و تأکید میکند که بهشت واقعی در وصال و عشق است. او به معانی عمیق عرفانی میپردازد و آرمان وحدت با خدا را به تصویر میکشد و از نور خداوند در عالم هستی سخن میگوید. در نهایت، عشق و دلتنگی او به دوستان و درک حقیقت، او را به مقام کمال میرساند.
هوش مصنوعی: دل من همیشه با دوستم در ارتباط است و دیگر نمیتوانم دوری از او را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: ای عقل، از اینجا برو و وسایل خود را جمع کن، زیرا صحبتهای تو درباره عشق فقط برای دلها ملال و خستگی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: اگر شاهان ثروت دارند، ما هم در فقر و گدایی، نعمت و دارایی داریم.
هوش مصنوعی: حجاب تو همان خودت هستی و اگر این حجاب نبود، تمام عالم به زیبایی او اشاره میکردند.
هوش مصنوعی: در برابر عارف حقیقی، در این دو جهان، نامهای الهی همچون سایههایی هستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که بتواند وجود خداوند را در میان تنوعات و اختلافات جهان ببیند، بدون شک به کمال و رشد معنوی رسیده است.
هوش مصنوعی: در برابر چشمان تو، روشنایی و زیبایی همه موجودات به سبب نور خداوندی است که بزرگ و باعظمت است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به جان من که خون تو حلالست
که جانت بر بسی جانها وبالست
اگر در حیز گیتی کمالست
ز آثار کمالالدین خالست
جهان محمدت محمود صدری
که بر مسند جهانی از رجالست
کمالی یافت عالم زو که با او
[...]
به یاران بانگ بر زد کاین چه حالست
غلط میکرد خود را کاین خیالست
اگرچه شعر در حد کمالست
چو نیکو بنگری حیض الرجالست
بگفت آخر نه خونریزی وبالست
بگفت ار دوست میریزد حلالست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.