خورشید رخت از همه ذرات چو پیداست
بروحدت تو جمله جهان شاهد و گویاست
بی بهره ز دیدارتوشد دیده اعمی
بینا بجمال رخ تو دیده بیناست
بر بحر قدم نقش حبابست مراتب
ظاهر همه موجست و حقیقت همه دریاست
ذرات جهان ظاهر و باطن بحقیقت
از نور تجلی جمال تو هویداست
از باده توحید دلم مست مدامست
جانم ز فروغ رخ تو واله و شیداست
چون غیر تو در صورت و معنی نتوان یافت
پس این همه تغییر و تفاوت ز کجا خاست
حیران جمال رخ یار است اسیری
زان فارغ و آزاده ز دنیا و زعقباست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و عظمت خداوند اشاره میکند و تأکید میکند که همه هستی در سایه وجود او نورانی است. او از بینایی دل که با جمال حق آشناست سخن میگوید و بیان میکند که در غیاب خدای متعالی، دیگران نادیده و نابینا هستند. با تصاویری از دریا و موج، ارتباط عمیق میان ظاهر و باطن را به نمایش میگذارد و میگوید که همه تغییرات و تفاوتها ناشی از آن یک حقیقت است. شاعر نهایتاً به حیرت و شگفتی از جمال یار پرداخته و نشان میدهد که عشق به خداوند او را از دنیا و مشکلات آن آزاد کرده است.
هوش مصنوعی: خورشید به وضوح در همه ذرات دیده میشود و وحدت تو در کل جهان مشهود است؛ تمام عالم شاهد و گواه این حقیقت است.
هوش مصنوعی: چشمان کسی که از دیدن تو محروم است، مانند چشمان بینایی است که به زیبایی چهرهات نرسیده است.
هوش مصنوعی: بر روی دریا، نشانهها و آثار حبابها موجود است، همه چیز به چشم میآید که فقط موجها هستند، اما واقعیت دریا وجود دارد.
هوش مصنوعی: همه موجودات جهان، چه در ظاهر و چه در باطن، واقعاً از نور و زیبایی تو روشن و نمایان هستند.
هوش مصنوعی: دل من همیشه از شراب توحید سرمست است و جانم به خاطر روشنایی چهره تو، بیتاب و مجنون شده است.
هوش مصنوعی: چون هیچ کس را از نظر ظاهر و باطن به مانند تو نیافتم، پس این همه تغییرات و تفاوتها از کجا آمده است؟
هوش مصنوعی: شخصی به شدت مجذوب زیبایی چهره معشوق خود است و از این موضوع به قدری غرق در حیرت و شگفتی شده که دیگر نیازی به دنیا و خوشیهای آن ندارد. او در این حالت به آزادی و رهایی از وابستگیهای دنیوی رسیده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امروز به هر حالی بغداد بخاراست
کجا میر خراسانست، پیروزی آنجاست
ساقی، تو بده باده و مطرب تو بزن رود
تا می خورم امروز، که وقت طرب ماست
می هست و درم هست و بت لالهرخان هست
[...]
امروز به هر حالی بغداد بخاراست
کجا میر خراسانست؟ پیروزی آن جاست
گویند عقابی به در شهری برخاست
وز بهر طمع پرّ به پرواز بیاراست
ناگه ز یکی گوشه ازین سختکمانی
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
در بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
[...]
ای صاحب اعلی دل تو عالم اعلاست
رای تو چو خورشید، درخشنده و والاست
گر دهر مُهَنّاست بدین عید همایون
این عید همایون به بقای تو مهناست
عالم به تو خرم شد و گیتی به تو روشن
[...]
شب هست و شراب هست و عاشق تنهاست
برخیز و بیا بتا که امشب شب ماست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.