ایدل، بدام طره جانان چگونه ای؟
با وصل چون کنی و بهجران چگونه ای؟
یوسف صفت، جدا شده ای از دیار خویش
اینک! میان چاه زنخدان چگونه ای؟
دور از صفای غنچه، ز پروای باغبان
ای عندلیب باغ گلستان! چگونه ای؟
یعقوب وار منتظر بوی پیرهن
اندر فراق یوسف کنعان چگونه ای؟
پیش لبش نشستی و مینالی و از فراق؟
تشنه! کنار چشمه حیوان چگونه ای؟
ای باد، کز دیار دلارام بگذری!
با حلقه های زلف پریشان چگونه ای؟
دور از شرار خویش، بدامان کوهسار
ای ماهپاره سرو خرامان چگونه ای؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و روز عاشق میپردازد که در فراق معشوق خود به سر میبرد. او از حال معشوق سؤال میکند و با بیقراری و انتظار او را میستاید، در حالی که احساس تنهایی و دوری را تجربه میکند. اشاره به شخصیتهای معروف مانند یوسف و یعقوب، به تأکید بر درد فراق و longing عاشقانه پرداخته و تصویرهایی از زیباییهای طبیعی و احساسات عمیق را به تصویر میکشد. این غزل در نهایت بیانگر عشق و انتظار است که همیشه با درد و حسرت همراه است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هان ای فراخ عرصهٔ تهران چگونهای
زیر درفش قائد ایران، چگونهای
ای گرگ پیر، بهر مکافات خون خلق
در زیر چنگ ضیغم غژمان چگونهای
ای منبع شرارت و ای مرکز فساد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.