تا که دستم زیر سنگ آوردهای
راستی را روز من شب کردهای
از غم عشق تو دل خون میخورد
وای آن مسکین که با او خوردهای
یک به ریشم کم کن از آهنگ جور
گرنه با ایام در یک پردهای
دل همی دزدی و منکر میشوی
بازیی نیکو به کو آوردهای
با چنین دست اندرین بازی مگر
سالها این نوع می پروردهای
انوری دم درکش و تسلیم کن
کین ستم بر خویشتن خود کردهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و رنج عشق و نیازی که نسبت به معشوق دارد، اشاره میکند. او از ظلم و غمی که در نتیجهٔ این عشق بر دلش سنگینی میکند، شکایت میکند و احساس ناتوانی میکند. شاعر خطاب به معشوق میگوید که دستش از سنگ رنج میبرد و در سایهٔ این عشق، روزش شب شده است. او به نوعی مسخرگی و دزدی احساسات اشاره میکند و از معشوق میخواهد که ستم بر خود را متوقف کند و از این بازی خطرناک دست بکشد. در نهایت، انوری خواهان تسلیم میشود و از معشوق میخواهد تا ظلمی که بر خود روا داشته را بندد.
هوش مصنوعی: من به خاطر فشاری که به من وارد کردهای، حالتم به شدت بد شده و روزهایم به شب تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: دل از عشق تو در حال درد و رنج است، و چه بدتر از آنکه آن مسکین برادر یا دوستانی داشته باشد که او هم در این درد سهیم است.
هوش مصنوعی: یک مقدار از بار غم و غصهات را کم کن، چون در غیر این صورت با حوادث و روزگار یکی میشوی و مثل یک نمایش تکراری به نظر میرسی.
هوش مصنوعی: دل تو در حال دزدی است و تو در حال انکار آنی. اما بازی خوبی را به این میان آوردهای.
هوش مصنوعی: با چنین افرادی که به این شیوه رفتار میکنند، آیا ممکن است سالهاست که به این سبک به پرورش و تربیت پرداختهای؟
هوش مصنوعی: ای انوری، به درگاه خداوند بیفت و تسلیم شو، زیرا این رنج و ستمی که به خود میزنی، نتیجهی اعمال خودت است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دامن اندر پای صبر آوردهای
پس به بیداد آستین برکردهای
هر زمان گویی چه خوردم زان تو
بیش از این چبود که خونم خوردهای
یک به دستم کم کن از آهنگ جور
[...]
در ره او پا و سر گم کردهای
پردهٔ در پردهٔ در پردهای
مرحبا ای پرده تو آن پردهای
کز جهان جان نشان آوردهای
برگذر از گوش و بر جانها بزن
ز آنک جان این جهان مردهای
درربا جان را و بر بالا برو
[...]
پیری،اما عمر ضایع کرده ای
ای حرامت باد هر چه خورده ای
ای به پیشت حسن خوبان پردهای
تو به پرده روی پنهان کردهای
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.