بیا که با سر زلف تو کارها دارم
ز عشق روی تو در سر خمارها دارم
بیا که چون تو بیایی به وقت دیدن تو
ز دیدگان قدمت را نثارها دارم
بیا که بیرخ گلرنگ و زلف گل بویت
شکسته در دل و در دیده خارها دارم
بیا که در پس زانو ز چند روز فراق
هزار ساله فزون انتظارها دارم
چو آمدی مرو از نزد من که در همه عمر
به بوسه با لب لعلت شمارها دارم
نه جور بخت من و روزگار محنت تو
ذخیرههای بسی روزگارها دارم
مرا ز یاد مبر آن مبین که در رخ و چشم
ز گوش و گردن تو یادگارها دارم
خطاست اینکه همی گویم این طمع نکنم
که دستبرد طمع چند بارها دارم
قرارهای مرا با تو رنگ و بویی نیست
که با زمانهٔ اینها قرارها دارم
ز کار خویش تعجب همی کنم یارب
چو ناردان فروبسته کارها دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوق خود دعوت میکند و از عشق و longing به او میگوید. او بیان میکند که برای دیدن معشوق و نثار کردن عشق و محبت خود آماده است و در فراق او مدت زیادی را انتظار کشیده است. شاعر همچنین به احساسات و یادگارهایش از معشوق اشاره میکند و از مشکلات و دردهای ناشی از جدایی مینالد. او در نهایت میگوید که از طمع و آرزوهای خود نسبت به معشوق دست برنمیدارد و در عین حال، از وضعیت ناخوشایند خود شگفتزده است.
هوش مصنوعی: بیا که من با موهای بافتۀ تو کارهای زیادی دارم و به خاطر عشق به چهرۀ تو، افکار عاشقانه و گمراهیهای زیادی در سر دارم.
هوش مصنوعی: بیا که وقتی تو میآیی، من اشکها و محبتهای خود را به پای تو نثار میکنم.
هوش مصنوعی: بیا که با نبودن چهرهٔ زیبا و موهای خوشبوی تو، با یاد تو در دلم و چشمانم درد و رنج فراوان دارم.
هوش مصنوعی: بیا که اکنون که زانوهایم را در حسرت دوری تو میزنم، بیشتر از هزار سال انتظار را احساس میکنم.
هوش مصنوعی: هرگاه که به دیدار من میآیی، از نزد من نرو، چون در تمام عمرم شمار بسیاری بوسه از لبان سرخ تو دارم.
هوش مصنوعی: خوشی و شیرینی زندگی من ناشی از بدبختی تو نیست، بلکه من در زندگیام انبوهی از زمانها و لحظات تلخ و دشوار را تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: فراموش نکن که من هنوز از یاد تو و زیباییهای صورت و چشمانت، یادگارهایی دارم که از قدیم با من هستند.
هوش مصنوعی: اشتباه است که بگویم دیگر به طمع ورزی فکر نمیکنم، زیرا بارها از این حس طمع به دیگران دست برداشتهام.
هوش مصنوعی: قرارهایی که من با تو گذاشتهام، هیچ رنگ و بویی ندارند و با شرایط و اوضاع فعلی که دارم، سازگاری ندارند.
هوش مصنوعی: من از کارهای خودم تعجب میکنم، ای کاش! چون چقدر از کارهایم ناتمام و انجامنشده مانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیا که با سر زلف تو کارها دارم
ز جام عشق تو در سر خمارها دارم
بیا که با دو رخ تو که روز را ماند
شکایت و گله روزگارها دارم
بیا که چون تو بیایی، به وقت دیدن تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.