عقده زلف تو سر رشته تقدیر من است
چکنم عقده گشایی نه بتدبیر من است
درد مجنون و غم کوهکن از من رمزیست
آیت عشقم و اینها همه تفسیر من است
حلقه کعبه بهل دست من مجنون گیر
که گشاده دل ازین حلقه زنجیر من است
کار من چون سگ کویت همه شب بیداری است
من مرید سگ آن کویم و آن پیر من است
همچو اهلی به عدم توسن همت رانم
این قدر هست که عشق تو عنانگیر من است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق میپردازد. او به زنجیرهای عشق اشاره میکند که او را در بند کرده و زندگیاش را تحت تاثیر قرار داده است. همچنین، شاعر از درد و رنجی که به خاطر این عشق متحمل میشود، صحبت میکند و خود را به عنوان مریدی برای معشوق میداند. در نهایت، او با اشاره به تلاشهایش در عشق، نشان میدهد که همهچیز در زندگیاش تحت سیطره معشوق است.
هوش مصنوعی: موهای تو گرهزدهاست به سرنوشت من. چه باید بکنم، که حل کردن این گره نه به تدبیر و برنامهریزی من مربوط میشود.
هوش مصنوعی: احساسات عمیق من، مانند دردهای مجنون و غم کوهکن، نشانهای از عشق من هستند و اینها تنها تفسیر و نشاندهنده درون من است.
هوش مصنوعی: دست من مجنون را به حلقه کعبه بپوشان، که دل من از این حلقه زنجیر آزاد و گشاده است.
هوش مصنوعی: من مانند سگی هستم که شبها بیدار میماند و در خدمت توست. من پیرو آن سگی هستم که در کنار توست و آن سگ برای من ارزش و اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: مانند یک اسب رامشده، همت خود را به سمت نیستی هدایت میکنم؛ اما این را میدانم که عشق تو کنترلکننده من است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.