الهی! تو دوستان را به دشمنان مینمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، سعداتش بر سر دیوان کنی و به فردوس او را میهمان کنی، مجلسش روضهٔ رضوان کنی، ناخوردن گندم با وی پیمان کنی، و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی، آن که او را زندان کنی و سالها گریان کنی، جباری تو کار جباران کنی، خداوند تو کار خداوندان کنی، تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی.


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این مناجات، شاعر به خداوند معروض میدارد که چگونه در روابط انسانی، دوستان و درویشان را مبتلا به مشکلات و غم میکند در حالی که خود، درمانده و بیمار هستند. او از تناقضات زندگی و سرنوشت سخن میگوید؛ اینکه خداوند در عین حال که بندگانش را در تنگنا قرار میدهد، خود نیز همواره در حال درمان و احسان است و زندگی را به گونهای میچرخاند که نیکی و بدی در آن در هم آمیخته است. شاعر ضمن اشاره به قدرت خداوند، از ظالم و ظالم بودن در عبرت میآموزد و ارتباطی عمیق میان عذاب و رحمت الهی را تصویر میکند.
هوش مصنوعی: خداوند تو دوستان را به دشمنان تبدیل میکنی، درویشان را غمگین میکنی، بیماران را بیمارتر میکنی و خودت بیمارستان میشوئی، ناامیدان را درمانده میکنی و خودت مداوا میکنی. از خاک آدمها میآفرینی و چنان احسانی به آنها میکنی که سعادتشان را بر سر دیوان قرار میدهی و در بهشت مهمان میکنی. مجلسشان را بهشت رضوان میسازی، با آنها عهد میکنی که گندم نخورند، و خود آن را در علم غیب نهان میکنی. آنکه او را در بند میکنی و سالها به گریه میاندازی، قدرت تو به اعمال جباران است، و کار خداوند را به دست تو میدهی. تو عتاب و جنگ را تنها با دوستان خود میکنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.