شب غم روز من و ماه محن سال منست
روزگاریست که از دست تو این حال منست
بسکه دلتنگ از این زندگی تلخ شدم
مردن اکنون به خدا غایت آمال منست
دوست با هر که شدم دشمن جانم گردید
چکنم اینهمه از شومی اقبال منست
در میان همه مرغان چمن فصل بهار
آنکه بشکسته شد از سنگ ستم، بال منست
به گناهی که چو خورشید گرفتم پیشی
چشم هر اختر سوزنده به دنبال منست
فرخی چون تو و من کس به سخندانی نیست
شعر شیرین ز تو و ملک سخن مال منست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و اندوهی که در زندگیاش حس میکند سخن میگوید و به دلتنگی و سرخوردگی عمیقش اشاره میکند. او از هر دوستی که پیدا کرده، به دشمنی دچار شده و از این وضعیت رنج میبرد. احساس میکند که به دلایل تلخی که بر او گذشته، مرگ به آرزویی برای او تبدیل شده است. همچنین، او خود را تنها شاعر و صاحب سخنانی میداند که بر جفاهای زندگیاش سروده، در حالی که این تلخیها او را از بالندگی و زیبایی دور کرده است.
هوش مصنوعی: شبها برای من همراه با غم است و روزها هم چنین؛ مانند ماهی که در آسمان است و سال من را تشکیل میدهد. مدت زیادی است که وضعیت من به خاطر تو اینگونه شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر ناراحتی و درد ناشی از این زندگی تلخ، دیگر به مرگ فکر میکنم و گویی این تنها آرزوی من شده است.
هوش مصنوعی: هر وقت که با کسی دوست شدم، او به دشمن من تبدیل شد و حالا نمیدانم چه کنم، زیرا این همه بدبیاری از بدشانسی من است.
هوش مصنوعی: در میان تمامی پرندگان چمن در فصل بهار، آن پرندهای که از ظلم و سختی آزاد شده، بال من است.
هوش مصنوعی: من به خاطر گناهی که انجام دادهام، مانند خورشید درخشانی در نظر دیگران جلوه میکنم و هر ستارهای که در آسمان است، به دنبال من میگردد.
هوش مصنوعی: فرخی، هیچکس به زیبایی و دلنشینی تو و من سخن نمیگوید. شعر زیبا و دلنشین از تو است و مقام شاعری به من تعلق دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.