از جور چرخ کجروش، وز دست بخت واژگون
دارم دل و چشمی عجب، این جای غم آن جوی خون
دوش از تصادف، شیخ و من، بودیم در یک انجمن
کردیم از هر در سخن، او از جنان، من از جنون
از اشک خونین دلخوشم، وز آه دل منت کشم
دایم در آب و آتشم، هم از برون، هم از درون
میدید اگر خسرو چو من، رخسار آن شیریندهن
میکَند همچون کوهکن، با نوک مژگان بیستون
در این طریق پرخطر، گم گشته خضر راهبر
ای دل تو چون سازی دگر، بیرهنمای رهنمون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از مشکلات زندگی و ناملایمات سرنوشت میگوید و به نوعی از ناامیدی و غم بیان میکند. در یک مجلس، او با یک شیخ گفتگو میکند که او از بهشت صحبت میکند و شاعر به جنون خود اشاره دارد. احساسات عمیقش را با اشکهای خونین بیان میکند و در میان آتش و آب، درگیری درونی خود را نشان میدهد. او همچنین به زیبایی خسرو اشاره میکند و از گمشدگی در مسیر زندگی بدون راهنمایی دل مینالد. در نهایت، سؤال میکند که دلش چگونه میتواند بدون راهنمایی به مسیر درست برگردد.
هوش مصنوعی: از بدبیاریهای روزگار و ناملایمات مقدر، دلم و چشمانم حیرتزده است؛ اینجا پر از غم و آنجا پر از خون است.
هوش مصنوعی: دیروز به طور ناخواسته، من و یک روحانی در یک مجلس بودیم. هر کدام به موضوعی صحبت میکردیم؛ او از بهشت و لذتهای آن سخن میگفت، در حالی که من در مورد دیوانگی و عشق صحبت میکردم.
هوش مصنوعی: من از اشکهای دلی که خونین است، خوشحال هستم و دائماً از نالههای دل خود رنج میبرم. در زیبایی و سختیهای زندگی، هم از نظر ظاهری و هم از نظر درون خود، دچار آتش و آب هستم.
هوش مصنوعی: اگر خسرو هم مانند من بود، زیبایی آن دلبر را میدید که مانند کوهکن، با نوک مژگانش، کوه بیستون را میشکافد.
هوش مصنوعی: در این مسیر پرخطر، مانند شخصی گم شده با راهنمایی خضر، ای دل! چگونه میخواهی بدون راهنمایی پیش بروی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای گنبد زنگارگون ای پرجنون پرفنون
هم تو شریف و هم تو دون هم گمره و هم رهنمون
چون بست محمل بر هیون از شهر شد ناگه برون
من پیش او از حد برون خونابه راندم از جفون
گر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزون
بنوشت توقیعت خدا کاخرون السابقون
زرین شده طغرای او ز انا فتحناهای او
سر کرده صورتهای او از بحر جان آبگون
آدم دگربار آمده بر تخت دین تکیه زده
[...]
شب ها من زار زبون
باشم ز هجران بی سکون
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.