نمک خوان دل فگاران است
شور اشعار عاشقانهٔ ما
خویش را زودتر رسان ای سیل
چشم بر راه توست خانهٔ ما
زلفت آشفت و از پی سودا
شاخ در شاخ شد بهانهٔ ما
خانه را سیم گل کنیم مگر
آمد آن سیمبر به خانهٔ ما
زلف را میدهی به دست رقیب
نهای آگه ز درد شانهٔ ما
ای بهشت از تو در دو دیده و دل
دوزخ آتش برد ز خانهٔ ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دریغا که در زمانهٔ ما
هزل آید به کارخانهٔ ما
بود شهباز آشیانهٔ ما
محو در بحر بیکرانهٔ ما
نیست زین مزرع آب و دانه ما
ملکوتست آشیانه ما
کبک کهسار و بلبل گلزار
گوش دارند بر ترانه ما
هر طرف صورت تازه ای بندند
[...]
تنگ از بسکه شد زمانه ما
مردمی خاست از میانه ما
چون نشینم بزیر چرخ که هست
حلقه مار آشیانه ما
راحت از ما ز بس گریزان است
[...]
غنچهسان، بیدر است خانهٔ ما
بیضه گل کرده آشیانهٔ ما
همچو شبنم در این چمن محو است
به نم چشم، آب و دانهٔ ما
بال بر بال شهرت عنقاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.