خال در زیر ابرو است او را
ره که در کعبه داد هندو را
چشم شوخت چو شد شکارافگن
فرصت رم نداد آهو را
نیست صفرای ما علاجپذیر
چه ترُش میکنی به ما رو را
چشم ما بار یوسفی نکشد
خاک در دیده این ترازو را
نیست تیغی چنین به سرکارت
مشکن ای جورپیشه ابرو را
عمر آشفتگی به سر آمد
شوخ من تا برید گیسو را
واقف از تیغ آبدارت شد
کشتهٔ خال و چشم جادو را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن خر کون دریده بیرو را
بزند . . . خواره بانو را
چون مخنّث بدید هندو را
زو بپرسید و او بگفت او را
ور ببوید گل سمنبو را
کند از بوی بینوا او را
چون زجوی وئی بجوی او را
سوی بیسوی رو بهل سورا
زیر دامن گرفته شبرو را
راهش آموخته برونشو را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.