شبی به کلبهٔ احزان من بیا بنشین
دمی به پرسش این جان مبتلا بنشین
مرو به مجلس بیگانگان که بیدردند
بیا به پهلوی این دردآشنا بنشین
ز توست خانهٔ من بیتکلفانه درآ
چه احتیاج به تکلیف خود بیا بنشین
دلی ز آیینه هم بیغبارتر دارم
درآ به خانهٔ من از در صفا بنشین
شتابت این همه در راه بیوفایی چیست
تو عمر نیستی آخر گریزپا بنشین
فتادهای چو به دست من از قضا مگریز
نمیشود که کنم دامنت رها بنشین
مگر ز لطف نشینی به پهلوم ورنه
چگونه گویمت ای شوخ میرزا بنشین
نمیکنم به سخن رنجه خاطر تو مرو
نمیکنم بر تو عرض مدعا بنشین
چو سیل تند ز ویرانهام چه میگذری
گذشتم از سر اظهار ماجرا بنشین
چو آمدی سر بالین من ستادن چیست
روا مدار به این ناتوان جفا بنشین
بیا و در دل واقف چو جان نشیمن کن
ولی ز درد و غم ای نازنین جدا بنشین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آمدی، ز کجا میروی؟ بیا بنشین
بیا که میکنمت بر دو دیده جا بنشین
همین که روی تو دیدیم، باز شد در دل
چه حاجت است در دل زدن، بیا بنشین
مرا تو مردم چشمی، مرو مرو ز سرم
[...]
ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
نشیمنی است ز مردم تهی بیا بنشین
تو شاه حسنی و خلوت سرای توست دلم
هزار سال به دولت درین سرا بنشین
دو منزلند دل و دیده هر دو خانهٔ تو
[...]
بیا و در دلم ای وحشت آشنا بنشین
چو چشم خود به سراپرده حیا بنشین
ز یاد چشم تو شیرین حکایتی دارم
برای خاطر ما یک نفس بیا بنشین
سبکروی ثمر نوبهار آزادی است
[...]
چه می شود؟ نفسی در کنار ما بنشین!
به این شتاب کجا می روی؟ بیا بنشین!
خدات خیر دهد، آخر این چه انصاف است؟
به رغم غیر دمی هم به بزم ما بنشین!
تمام روز دو چشمم در انتظار تو بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.