گنجور

 
واقف لاهوری

رفتی و فتاد از نوا ساز

هرچند زدم نداد آواز

غم فتح نمود کشور دل

ای ناله تو شادیانه بنواز

یا رب چه کنم به او که دارد

جادو در چشم و در لب اعجاز

تا هست چو من نیازمندی

ضایع چه کنی به این و آن ناز

افسرده دلم چنان‌که از ننگ

هرگز نربایدش غلیواز

چون فاخته‌ام اسیر آن سرو

طوقیست به گردنم خدا ساز

دل زان مژه‌ها چه‌سان برد جان

یک صید و هزار ناوک انداز

دل برد به حرف و صوت از من

فریاد ز دلبر خوش‌آواز

می‌نازد هر کسی به چیزی

واقف به نیاز خود کند ناز

 
 
نسکبان اندروید
جمال‌الدین عبدالرزاق

ای ترک بیا و چنگ بنواز

آهنگ بگیر و برکش آواز

چون مست شدی هنوز هم شرم؟

از دست شدم هنوز هم ناز؟

چون چنگ تو زان خمیده پشتم

[...]

عطار

ای روی تو شمع پردهٔ راز

در پردهٔ دل غم تو دمساز

بی مهر رخت برون نیاید

از باطن هیچ پرده آواز

از شوق تو می‌کند همه روز

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
عراقی

ای مطرب درد، پرده بنواز

هان! از سر درد در ده آواز

تا سوخته‌ای دمی بنالد

تا شیفته‌ای شود سرافراز

هین! پرده بساز و خوش همی سوز

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
مولانا

ماییم فداییان جانباز

گستاخ و دلیر و جسم پرداز

حیفست که جان پاک ما را

باشد تن خاکسار انباز

ز آغاز همه به آخر آیند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه