گر قدسیان دهان تو یکبار بو کنند
دیگر کجا به غنچه فردوس رو کنند
گر یک نظر به قامت رعنای او کنند
شمشاد و سرو سر ز خجالت فروکنند
رنگ قبول سوختگان را ندادهاند
جای شنیدهای که گل شمع بو کنند
خلقی ستاده بر در او رنگ باخته
تا از می وصال که را سرخرو کنند
سررشته گم کنند چو بینند زخم من
آنانکه چاک سینهٔ گل را رفو کنند
یک شب ز بزم سوختگان گم شوم اگر
پروانهها به شمع مرا جستوجو کنند
اکسیر را به خاک ندامت نشاندهاند
جمعی که خاک کوی تو را رفترو کنند
کی در جهان نمک بنماید حلاوتی
موران خط چو بر شکر او غلو کنند
تا چند غایبانه زند لاف از صفا
ای کاش با تو آینه را روبهرو کنند
گوید مرا که بوسه به خاک درش مزن
باید که خاک در دهن پندگو کنند
در باغ خون سوختهٔ داغ لاله را
سودائیان زلف تو چون مشک بو کنند
آنانکه از عتاب تو لذت گرفتهاند
دشنامی از لب به دعا آرزو کنند
آنجا که رنگ میپرد از روی آفتاب
واقف چه ذرهایست کزو گفتوگو کنند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا زنده ایم بر من و تو گفتگو کنند
از بعد ما حدیث من و تو نکو کنند
چون روزگار کش همه کس ذم همیکند
وانگه چو در گذشت همه یاد او کنند
وقتست ای حریف که می در سبو کنند
دردیکشان بمنزل مقصود رو کنند
ما جوی شیر و قصر زبرجد گذاشتیم
ساقی بگو که میکده را رفت و رو کنند
می ده که وضع میکده بی مصلحت نشد
[...]
آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند
آیند و خاک کشتهٔ تیغ تو بو کنند
یک دم اگر ستم نکنی میرم از الم
بیچاره آن کسان که به لطف تو خو کنند
ای دل رسی چه بر در بیتالحرام وصل
[...]
زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
شوریدگان صومعه می در سبو کنند
یابند جمله مهر سلیمان و جام جم
گر خاک راه میکده را رفت و رو کنند
در خشت و سنگ میکده دیدم معاینه
[...]
کاش آن کسان که منعم از آن تند خو کنند
صد دل نموده وام و نیم نگاهی به او کنند
این تشنگی به جام و قدح کم نمی شود
با ساقیان بگو که فکر سبو کنند
این است التماس که ما را پس از وفات
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.