شب همچو بلبلم همه شب کار شور بود
ای عشق باز بر دل زار این چه زور بود
دارد همیشه جانب اهل هوس نگاه
از مردمی چشم تو این شیوه دور بود
از بهر جمعکردن اسباب گریه دوش
در کارخانهٔ دل من طرفه شور بود
ای شور گریه خوب رسیدی به داد ما
مشتی نمک پی گزک دل ضرور بود
باز از نوید صول تو بر اضطراب زد
دل بر جدایی تو وگرنه صبور بود
ناکرده التفات گذشت از دل کباب
جانانه بس که مست شراب غرور بود
روشن شد از قدوم تو ای نور چشم من
غم خانهام که تیرهتر از چشم کور بود
از پا فکندهای تو درین انجمن پر است
همچو شراب کار تو پیوسته زور بود
ای قاصدی که میرسی از محفل حضور
خوش آمدی بیا که دلم بیحضور بود
واقف چه گویمت که شب هجر چون گذشت
نی دیده نور داشت نه دل را سرور بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
در بزم وصل دوست دلم در حضور بود
ساقی چو داد باده به رندان می پرست
هر جرعه ز مشرب ما بحر نور بود
روزی که خلق مست می مختلف شدند
[...]
دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود
آیینة جمال تو گرداب نور بود
میرفت با نسیم تو از خویش بوی گل
خورشید در حضور رخت بیحضور بود
خسرو به زور عجز قوی گشت عاقبت
[...]
دانست کز شهادتم امید حور بود
برگشتنم ز دین دم بسمل ضرور بود
رفت آن که ما ز حسن مدارا طمع کنیم
سررشته در کف «ارنی گوی » طور بود
محرم مسنج رند «انا الحق » سرای را
[...]
مصباح نور جلوه گر اندر تنور بود
یا در تنور آیۀ الله نور بود
گاهی باوج نیزه گهی در حضیض خاک
در غایت خفاء و کمال ظهور بود
گاهی مدار دائرۀ سوز و ساز شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.