گنجور

 
واقف لاهوری

ز بس به دل سخنت جای گیر می‌آید

سقط بگویی و بس دلپذیر می‌آید

اگر تو وعدهٔ کشتن دهی اسیران را

به قتلگاه نخستین فقیر می‌آید

جهان مگر قفس آباد شد که از هر سو

به گوش نالهٔ مرغ اسیر می‌آید

به خون نشسته دهن حرف عشق نتوان گفت

مگو که از دهنت بوی شیر می‌آید

شبی به خواب من آمد خیال یار و هنوز

ز خاک غمکده بوی عبیر می‌آید

درازدستی مژگان او ببین که دلم

به هر کجا که گریزم به گیر می‌آید

مگر صبا برساند نسیم پیراهن

بشیر ورنه به یعقوب دیر می‌آید

به بام سرو نشیمن اگر کند قمری

به دیدن تو ز بالا به زیر می‌آید

کمان فتنه کشیده است ابرویش واقف

برو به گوشه که ناگاه تیر می‌آید

 
 
نسکبان اندروید
سعدی

که برگذشت که بوی عبیر می‌آید؟

که می‌رود که چنین دل‌پذیر می‌آید؟

نشان یوسفِ گم‌کرده می‌دهد یعقوب

مگر ز مصر به کنعان بشیر می‌آید؟

ز دست رفتم و بی‌دیدگان نمی‌دانند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
کمال خجندی

از برگ گل که نسیم عبیر می‌آید

نسیم اوست از آن دل‌پذیر می‌آید

حدیث کوثرم از یاد می‌رود به بهشت

چو نقش روی و لبش در ضمیر می‌آید

برپخت خون عزیزان عجب‌تر آنکه هنوز

[...]

صوفی محمد هروی

زبس که بورقم اندر ضمیر می آید

ز مطبخی سنخنم بوی سیر می آید

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صوفی محمد هروی
نظام قاری

که برگذشت که بوی عبیر می‌آید

که می‌رود که چنین دلپذیر می‌آید

ز جیب تافته بوی عبیر می‌آید

سجیف دامن او دل‌پذیر می‌آید

به ره گذشت یکی بقچه در بغل گفتم

[...]

امیرعلیشیر نوایی

ز خاک کوی تو بوی عبیر می‌آید

که سوی دلشدگان دلپذیر می‌آید

شهی که ملک جهان را به ظلم کردی اسیر

هنوز ناشده سویت اسیر می‌آید

حلال گشت به چشم تو خون من گرچه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه